این وبلاگ متعلق به شماست!!!!!! بله خود شما.!!!!!!!!!!!
راستی هرکی نظر نده اِن شاء الله کچل شه!
البته چرت و پرتم ننویسین.لطفاً. ![]()
برای مطلب نوشتم و آپ کردن نیازی به اجازه گرفتن نیست.
"گرچه مارا نکنی ياد ولی ما هستيم * دل به اميد پيامی که ندادی بستيم"
راستی هرکی نظر نده اِن شاء الله کچل شه!
البته چرت و پرتم ننویسین.لطفاً. ![]()
برای مطلب نوشتم و آپ کردن نیازی به اجازه گرفتن نیست.
تصویری که در پایین مشاهده می کنید اولین مداری است که بنده بعد از ۲سال تحصیل در رشته برق توانستم در آزمایشگاه به درستی به کار بیاندازم ! مدار مربوط به ساخت گیت های منطقی با استفاده از ترانزیستور است. مثلا با استفاده از مدار من شما می توانید به مدار ورودی (صفر یا یک) را بدهید و از خروجی برعکس آن (یک یا صفر) را تحویل بگیرید !
این است وضعیت دانشگاه ما!!!!!
|
· To fall in love. |
Once all the scientists die and go to heaven. They decide to play Hide-n-seek.
روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند.آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند.
Unfortunately Einstein is the one who has the den. He Is supposed to count up to 100 and then start searching.
متاسفانه انشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت. او باید تا ۱۰۰ میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.
Everyone starts hiding except Newton …
همه پنهان شدند الا نیوتون …
Newton just draws a square of 1 meter and stands in it Right in front of Einstein!
نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد. دقیقا در مقابل انشتین!
Einstein's counting …97, 98, 99 and 100
انشتین شمرد 97، 98، 99 و 100
He opens his eyes and finds Newton standing in front. Einstein says Newton's out, Newton s out.
او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده. انشتین فریاد زد نیوتون بیرون ( سک سک) نیوتون بیرون (سک سک.(
Newton denies and says I am not out.
نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.
He claims that he is not Newton!
او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم!
All the scientists come out to see how he proves that he is not Newton …
تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست…
Newton says I am standing in a square of area 1 m squared. That makes me Newton per meter squared …
نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام… که منو نیتون بر متر مربع میکنه
Since one Newton per Meter squared is one Pascal, I'm Pascal, Therefore Pascal is out!!
از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر یک پاسکال می باشد، بنابراین من پاسکالم، پس پاسکال باید بیرون بره!! (پاسکال سک سک).
از خدا خواستم عادت هاي زشت را ترکم بدهد
خدا فرمود : خودت بايد آنها را رها کني
I asked god to make my handicapped child whole
God said : no, body is only temporary
از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد
خدا فرمود : لازم نيست، روحش سالم است، جسم هم که موقت است
I asked god to give me happiness
God said : I give you blessings happiness is up to you
گفتم مرا خوشبخت کن
خدا فرمود : نعمت از من، خوشبخت شدن از تو
I asked god to make my spirit grow
God said : no, You must grow on your own but
i will prune you to make you fruitful
از او خواستم روحم را رشد دهد
خدا فرمود : نه تو خودت بايد رشد کني،
من فقط شاخ و برگ اضافي ات را هرس مي کنم تا بارور شوي
I asked god for all things that i might enjoy life
God said : I will give you life, so that you may enjoy all things
از خدا خواستم کاري کند که از زندگي لذت کامل ببرم
خدا فرمود : براي اين کار من به تو زندگي داده ام
I asked god to help me love others as much as he loves me
God said : Ahah, finally you have the ide
از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد من هم ديگران را دوست بدارم
خدا فرمود : آها بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد
At least 15 people in this world love you, in some way
حداقل پانزده نفر در اين دنيا هستند که تو را به يک نحوي دوست دارند
The only reason anyone would ever hate you, is because they want to be just like you
تنها دليلي که باعث ميشود يک نفر از تو متنفر باشد، اينست که ميخواهد دقيقاً مثل تو باشد
A smile from you, can bring happiness to anyone, even if they don't like you
يک لبخند از طرف تو ميتواند موجب شادي کسي شود
حتي کساني که ممکن است تو را نشناسند
Every night, SOMEONE thinks about you before he/ she goes to sleep
هر شب، يک نفر قبل از اينکه به خواب برود به تو فکر ميکند
You are special and unique, in your own way
تو در نوع خود استثنايي و بينظير هستي
Someone that you don't know even exists, loves you
يک نفر تو را دوست دارد، که حتي از وجودش بياطلاع هستي
When you make the biggest mistake ever, something good comes from it
وقتي بزرگترين اشتباهات زندگيت را انجام ميدهي ممکن است منجر به اتفاق خوبي شود
When you think the world has turned it's back on you, take a look
you most likely turned your back on the world
وقتي خيال ميکني که دنيا به تو پشت کرده، يه خرده فکر کن،
شايد اين تو هستي که پشت به دنيا کردهاي
Always tell someone how you feel about them
you will feel much better when they know
هميشه احساست را نسبت به ديگران براي آنها بيان کن،
وقتي آنها از احساست نسبت به خود آگاه ميشوند احساس بهتري خواهي داشت
If you have great friends, take the time to let them know that they are great
وقتي دوستان فوقالعادهاي داشتي به آنها فرصت بده تا متوجه شوند که فوقالعاده هستند
به خوندنش می ارزه![]()
اول وضعيت فوق العاده
شماره تلفن وضعيت فوق العاده در تمام دنیا 112 است. اگر شما در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره 112 را بگیرید و موبایل در هر شبکه موجود جستجو می کند تا یک تماس وضعيت فوق العاده برای شما برقرار کند. و جالب اینکه این شماره حتی زمانیکه صفحه کلید قفل است نیز کار می کند. امتحان کنید.
دوم آیا تا بحال کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته اید؟
آیا ماشین شما یک دستگاه ورود از راه دور بدون کلید دارد؟ این وسیله می تواند روزی مفید باشد. یک دلیل خوب برای داشتن یک موبایل: اگر شما کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته باشید، به موبایل یک نفر در منزل از طریق موبایل خودتان تماس بگیرید. تلفن خود را در حدود فاصله 1 متر از ماشین قرار دهید و از فرد مقابل در منزل بخواهید که کلید قفل بازکن را فشار دهد، و آنرا نزدیک موبایل خود قرار دهد. قفل ماشین شما باز خواهد شد. با این کار نیاز نیست کسی کلیدها را شخصاً بیاورد. فاصله هیچ تاثیری ندارد. شما می توانید کیلومترها فاصله داشته باشید، اگر شما بتوانید با کسی که کنترل ماشین شما را دارد ارتباط برقرار کنید، شما می توانید قفل ماشین خود را باز کنید.
یادداشت نویسنده: این مورد کار می کند. ما آنرا امتحان کرده ایم و قفل ماشین را از طریق یک تلفن موبایل باز کرده ایم.
سوم قدرت باطری مخفی شده
در نظر بگیرید باطری موبایل شما خیلی کم است. برای فعال کردن کلیدهای *3370# را فشار دهید. موبایل شما با این اندوخته راه اندازي مجدد خواهد شد و موبایل افزایش 50 % در باطری را نشان می دهد. این فضای اندوخته هنگامیکه موبایل خود را شارژ می کنید، خودبه خود شارژ خواهد شد.
چهارم چگونه یک موبایل دزدیده شده را غیرفعال کنیم؟
برای چک کردن شماره سریال موبایل خود، کلید های زیر را به ترتیب فشار دهید: * # 0 6 # A 15. یک کد دیجیتالی روی صفحه نمایش ظاهر می شود. این شماره مختص دستگاه شما است. این شماره را یادداشت کنید و در جایی امن نگه دارید. هنگامیکه موبایل شما دزدیده می شود، شما می توانید به پشتیبان شبکه خود تماس بگیرید و این کد را به آنها بدهید. سپس آنها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند، حتی اگر دزدها SIM کارت را عوض کرده باشند. تلفن شما کاملاً غیرقابل استفاده خواهد شد. شما ممکن است نتوانید موبایل خود را بازپس گیرید، اما حداقل می دانید کسیکه آنرا دزدیده است دیگر نمی تواند از آن استفاده کند یا آنرا بفروشد. اگر هر کسی این کار را بکند، دیگر دزدین موبایل هیچ فایده ای نخواهد داشت
منبع:http://sampad-students.blogfa.com

استاد زبان فرانسه در مورد مونث يا مذکر بودن اسمها توضيح
مي داد که پرسيد :
کامپيوتر مونث است يا مذکر ؟
کليه دانشجويان دختر جنس رايانه را به دلايل زير مرد اعلام
کردند :
1- وقتي به آن عادت ميکنيم گمان ميکنيم بدون آن قادر به
انجام کاري نيستيم .
2- با اينکه دادههاي زيادي دارند اما نادانند .
3- قرار است مشکلات را حل کنند ، ولي در بيشتر اوقات
معضل اصلي خودشانند .
4- همين که پايبند يکي از آنها شديد ، متوجه ميشويد که اگر
صبر کرده بوديد مورد بهتري نصيبتان ميشد .
کليه دانشجويان پسر جنس رايانه را به دلايل زير زن اعلام
کردند :
1- به غير از خالق آنها کسي از منطق دروني آنها سر در
نمی اورد .
2- کسي از زبان ارتباطي آنها سر در نمياورد .
3- کوچکترين اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخيره
مي کنند تا بعدها تلافي کنند .
4- همين که پايبند يکي از آنها شديد بايد تمام پولتان را صرف
خريد لوازم جانبي آنها بکنيد ..
خبرنگار عراقی با دو لنگه کفشش از بوش پذیرایی کرد
|
رییس جمهور ایالات متحده در پی دیدار خداحافظی از عراق در کنفرانس خبری مشترک با نخست وزیر عراق در اتفاقی برخلاف انتظارش با پرتاب کفش از سوی خبرنگار عراقی روبرو شد. به گزارش شبکه ایران به نقل از رویترز "جورج بوش" رییس جمهور ایالات متحده در پی دیدار خداحافظی از عراق در کنفرانس خبری مشترک با نوری مالکی نخست وزیر عراق با پرتاب کفش از سوی خبرنگار عراقی روبرو گشت. این خبرنگار که هویت وی "الزیدی منتدر" گزارش شده است خبرنگارتلویزیون "البغدادیه" می باشد که دفتر آن در مصر قرار دارد. این خبرنگار در هنگام کنفرانس خبری مشترک بوش با نوری مالکی کفشهایش را یک به یک به سمت بوش پرتاب نمود و بوش را به زبان عربی «سگ» خطاب کرد. خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز گزارش کرده است وی در هنگام پرتاب کفش فریاد زده است این بوسه خداحافظی توست سگ! گفتنی است کفشهای این خبرنگار پس از پرتاب و سنگر گرفتن بوش در کنار مالکی و پشت میز کنفرانس به دیوار پشت جایگاه و پرچم های دو کشور اصابت کرد. ماموران امنیتی آمریکا و عراق این مرد خبرنگار را به زور و در حالی که داد و فریاد می نمود، به بیرون از سالن کنفرانس بردند. "جورج بوش" در هنگام کنترل این خبرنگار می گفت او مزاحم من نیست. وی همچنین پس از این اقدام گفت فکر نمی کردم این مرد تهدیدی برای من باشد. هنوز هیچ گونه اطلاعی از نیت این خبرنگار و علت اقدام وی منتشر نشده است. اما با این اقدام، تلاش بوش برای بهره برداری رسانه ای از آخرین سفرش به عراق به گل نشست. |
برای دیدن عکس ها و فیلم به ادامه مطلب بروید!
جواد نکونام . خوش پوشي و خوش تيپي ، هم مي تواند براي آدم دردسر ساز شود و هم کارساز، فعلاً که براي جواد بدجوري کارساز و پولساز شده و جواد در امر واردات عطر و پوشاک فعاليت خوبي دارد. ضمناً آقا جواد به اتفاق چند تن از دوستانش يک شرکت توليد پوشاک و لوازم ورزشي تاسيس کرده است.
2- نکيسا رستوران دارد!
روح لطيف نيما نکيسا ، او را وارد عرصه هنر کرده و آنطور که شنيده ايم بزودي کاست سنگربان سابق تيم ملي روانه بازار موسيقي خواهد شد. البته فعاليت غير ورزشي نکيسا فقط به هنر و موسيقي ختم نمي شود . نيم خان با همکاري پدرش اداره يک رستوران سيک و مدرن را در خيابان فراهاني برعهده دارد. خوش تيپي نيما باعث شده کار و کاسبي اش بگيرد.
3- گل محمدي صاحب يک آرايشگاه مجهز
يحيي گل محمدي ، مدافع اسبق تیم صباباطری از آن دست فوتباليست هايي است که همواره دور حاشيه را خط کشيده و بي سر و صدا به زندگي و کار خود مشغول است . او به همين چند روزه شهرت و قدرت دلخوش نکرده و اداره يک آرايشگاه مجهز به نام هنر پرشيا را بر عهده دارد. ضمن اينکه آقا يحيي در امور خيريه نيز پيشقدم است و آنطور که شنيده ايم هزينه يک موسسه خيريه را تامين مي کند.
4- باقري ، بازرگان فرش !
کريم باقري ، هافبک صاحب نام تيم پرسپوليس ، که زماني فوتبالش هم مثل فرش شهرش زبانزد عام و خاص بود در کنار شوت زدن و دويدن و پاس دادن در زمين چمن در امر صادرات فرش و ارز آوري براي کشور تجربه و تبحر بالايي دارد. کريم خان همراه پدر همسرش يکي از تجار معروف فرش ايران و به خصوص تبريز در دنياست!
5- دين محمدي ، کاسب در ميلاد نور
چندين سال حضور در استقلال و سابقه حضور دو ساله در فوتبال باشگاهي آلمان ، گذشته از تجربيات فني و حرفه اي فراوان براي سيروس خان ، از لحاظ مادي هم براي هافبک ريز نقش پگاهي ها سودآور بود. سيروس ، سرمايه اش را که هم ريالي است و هم ارزي در کار توليد پوشاک به کار انداخته و يک موسسه توليد پوشاک را اداره مي کند . البته يک باب مغازه در پاساژ ميلاد نور و در جوار هم قطاراني چون ميناوند ، پيرواني و دايي نيز از ديگر سرمايه گذاري هاي جناب سيروس خان است که در آن به عرضه پوشاک ورزشي مي پردازد
6- تجارت تهران در قبضه دايي
علي دايي ، سر مربي تيم ملي همانطور که در زمين سبز عناوين و رکوردهاي ملي و بين المللي را تصاحب کرده ، در زمينه سودآور اقتصادي سرمايه گذاري هاي کلاني انجام داده است . مشارکت در ساخت يک شهرک توريستي در اطراف چالوس ، مالکيت چندين فروشگاه و گالري کفش و لباس در مراکز خريد يوسف آباد ، منيريه ، ميدان محسني و ميلاد نور و همچنين اداره موسسه توليدي پوشاک ورزشي دايي ، مشغله هايي است که بعد از فوتبال ذهن دايي را به خود مشغول کرده است.
7- نيکبخت پوشاک توليد مي کند !
عليرضا نيکبخت واحدي ، مهاجم برسبوليس بيشتر از آنکه به فکر آينده اش باشد ، به تيپ و مد و ظاهرش مي رسد و فرصت چنداني براي پرداختن به امور تجاري ندارد . البته گويا به تازگي شم تجاري نيکي هم تقويت شده و شنيديم وي در يک موسسه توليد پوشاک مشارکت و سرمايه گذاري کرده است. البته حالا که او به ليگ امارات رفته و عضو تيم الوصل شده ، بيشتر از اينها مي تواند به فکر آينده اش باشد.
8- خداداد مسلط در تجارت جهاني !
خداداد عزيزي ، مربي بيام همانطور که در زمين فوتبال تند و تيز است ، در عرصه تجارت نيز يد طولايي دارد و به قول معروف زير و بم کار را مي داند . خداداد علاوه بر مالکيت يک گالري طلافروشي در خيابان کريم خان زند ، صاحب يک شرکت توليد قطعات يدکي اتومبيل در سنگاپور نيز هست و در دبي هم سرمايه گذاري هاي خوبي انجام داده و فعلاً او تنها رقيب علي دايي است.
9- خطيبي ورزشگاه مي سازد!
رسول خطيبي ، مهاجم آذري تيم سپاهان اصفهان آنقدر به فوتبال و توپ و تور علاقه دارد که حتي سرمايه گذاري هايش هم يکجوري به فوتبال و ورزش ربط پيدا مي کند . مهاجم تبريزي سپاهان ، پروژه ساخت يک مجموعه ورزشي را در تبريز آغاز کرده و نظارت بر چگونگي انجام کار اين مجموعه و تامين هزينه هاي آن مهمترين مشغله خطيبي بعد از فوتبال است.
10- پژمان در آستانه آپارتمان سازي !
پژمان نوري ، هافبک تيم پیروزی پسر ارشد خانواده اي است که املاک زيادي در شمال دارند اما پژمان علاقه اي به کشاورزي و زمين داري ندارد. از قرار معلوم پژمان هم نان را در ساخت و ساز مي بيند. او قصد دارد در قطعه زميني که در اختيارش است ، آپارتمان سازي کند البته در فصل بهار! در اين مدتي هم که بيکار بوده سرش با خواهرزاده اش و مراقبت و پرستاري از او گرم بوده ، مثل اينکه پژمان خان در رشته پرستاري استعداد بسيار خوبي دارد!
11- کعبي براي خودش ارباب است
حسن کعبي ، هافبک ملي پوش تيم ملي هم سود و پول را در صنعت پر رونق خريد و فروش ملک و ساخت و ساز ديده است . آنطور که خود حسين مي گفت او چند باب مغازه و منزل دارد که با اجاره و رهن آنها کاسبي کوچکي براي خودش دست و پا کرده است.
12- سر و کار منصوريان با کامپيوتر !
عليرضا منصوريان ، هافبک اسبق استقلال ، دو سال حضور در آلمان و فوتبال ماشيني و حساب شده ژرمن ها ، حسابگري علي منصوريان را هم تقويت کرد ، به طوري که اين بازيکن مارک هايش را در بازار پر رونق کامپيوتر سرمايه گذاري کرد. اگر خريدار قطعات و لوازم کامپوتر هستيد ، حتماً سري به فروشگاه منصوريان واقع در چهار راه ولي عصر بزنيد.
13- جمشيدي گالري عطر و ادکلن دارد
پژمان جمشيدي ، هافبک تيم پاس علاوه بر اينکه بعد از چندين سال تحصيل در رشته عمران هنوز موفق به اخذ مدرک نشده و دائماً به خاطر پاس کردن واحدهاي درسي دنبال اساتيد خود است ، بخشي از وقتش را هم در گالري عطر و ادکلن فروشي اش که در کرج واقع است ، مي گذراند.
14- هاشمي نسب در فکر افتتاح پيتزافروشي
مهدي هاشمي نسب ، مدافع \يام خراسان و بازيکن پر شر و شور سالهاي گذشته استقلال و پرسپوليس حالا به يک بازيکن بي حاشيه و آرام تبديل شده و حسابي به فکر آينده خود است . واردات لوازم آرايشي و بهداشتي آقا مهدي را راضي نکرده و حالا او قصد دارد يک پيتزافروشي داير کند ، البته اينکه کجا و با کي هنوز معلوم نيست ، اما احتمالاً يکي از پر رونق ترين پيتزافروشي هاي تهران از آن گلزن ترين مدافع فوتبال ايران خواهد شد.
15- پيتزافروشي برزگر غوغا مي کند
محمد برزگر ، در عرصه کار و فعاليت غير ورزشي ، بسيار کوشاست . محمدآقا در خيابان گيشا يک پيتزا فروشي شيک و پررونق دارد
16 – اکبري شغل نان و آب داري دارد
به نظر مي رسد ، شم اقتصادي فوتباليست ها خيلي بالاست . چون يدا... اکبري هم مثل بعضي از همقطارانش ، سرمايه اش را در کار ساخت و ساز ساختمان که سود کلاني هم دارد ، به کار انداخته است. خدا کند معماري يدي هم مثل فوتبالش ظريف و خوب باشد.
17- پيرواني سهامدار جورابان
افشين پيرواني ، حتماً تاکنون پيراهن و پوشاک ورزشي با مارک جورابان را ديده ايد ! حتماً هم مي دانيد بخشي از سهام اين شرکت معتبر توليد پوشاک ورزشي متعلق به افشين خان است. البته مشارکت در توليدي جورابان يکي از مشغله هاي پيرواني است و مدافع شيرازي سرخپوشان يک گالري پوشاک و کفش ورزشي هم در ميدان محسني دارد.
18- کاويانپور ، نمايشگاه دار اتومبيل
حامد کاويانپور ، هافبک سابق ملي پوش تيم پرسپوليس بعد از بازگشت از امارات و حضور مجدد در پرسپوليس ، يک مدرسه فوتبال تاسيس کرد که همه امکانات و سهام آن متعلق به خودش است. در کنار آموزش فوتبال به نونهالان علاقمند ، آقا حامد ، در کار خريد و فروش اتومبيل هم فعال است و اتفاقاً اتومبيل هاي لوکس و گرانقيمتي هم در دست و بالش دارد.
19- استيلي با پيرواني شريک است
حميد استيلي ، مربي سابق تيم پرسپوليس نيز مثل همبازي سابقش ( افشين پيرواني ) در بخشي از سهام شرکت توليدي جورابان شريک است اما اينکه چند درصد از سهام شرکت توليدي جورابان شريک است اما اينکه چند درصد از سهام متعلق به حميدخان است ما بي اطلاعيم . ضمن اينکه حميدخان در امر تجارت وادرات کالا هم کم و بيش فعاليت دارد.![]()






در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را بزنید
حالا برو تو ادامه مطلب... ببین چه خبره!!!!!!!!!!!!!!!
خدایا آیا یوسف آنقدر زشت بوده است؟
خدایا چرا پوتیفار آنقدر جذاب تر است؟
خدایا چرا صدای یوسف تو دماغی است؟
خدایا آیا زنان برای این یوسف دست هایشان را بریده اند؟
خدایا چرا گریمور این سریال آنقدر ناشیست؟
خدایا چرا یوزارسیف هاله ی نورانی ندارد؟
خدایا چرا لباسهای زنان مصری اینچنین کلفت و انبوه است؟
خدایا چرا وقتی زنان هیز مصری دستان خود را می بریدند صدای قرچ قروچ چرخ های گاری از آنان استخراج می شد؟
خدایا چرا آمنهتب ته لهجه ی اصفهانی دارد؟
خدایا چرا چنین بلایی سر موهای رحیم نوروزی آورده اند؟
خدایا پروانه معصومی دیگر چه از جان این سریال می خواهد؟
خدایا از برای چه لباس یوزارسیف در آن زندان کثیف و یا حتی در هنگام خرد کردن سنگ همچنان سفید باقی ماند؟
خدایا آیا در آن زمان وایتکس وجود داشته؟
خدایا چرا هیچ مویی بر دست و پای مردان این فیلم نروییده؟!
خدایا آیا مصریان باستان گر بوده اند؟
خدایا آیا در همه ی زندان های آن زمان به جای موش همستر وجود داشت؟
خدایا پس این یعقوب کی کور میشود؟
خدایا چرا بنیامین از یوزارسیف خوشگلتره؟
خدایا دمت گرم این پوتی فار چقدر روشن فکر می باشد!!!
خدایا آیا در ان زمان اتو و چسب مو وجود داشته؟
خدایا آیا زلیخا و کاریماما نسبتی با قالی کرمان دارند؟
خدایا منم از اون دستمال قرمزا که برای یوزارسیف کادو می آوردند می خواهم
خدایا آخه اردلان شجاع کاوه را چه به نقش فرشته!!! آنهم با آن صدای تو دماغی اش!!! آدم گرخیدنش می گیرد !
خدایا سپاس بی کران که من و دوستانم را با پخش این سریال اینچنین خشنود می کنی
خدایا این سریال را از ما نگیر


•••••••••••••••••••••••••








هيچ مي دونين اگه کلمه ى "دست" اختراع نشده بود و به جاش از کلمه ى "چيز" استفاده مي کرديم روزانه چه جمله هايي مي شنيديم؟... زياد به مختون فشار نيارين! خودم مثال مي زنم...
توي کتاب علوم مي نوشتند: چيز خيلي مفيد است! با چيز مي توان اجسام را بلند کرد! بعضي از چيزها مو دارند و برخي ديگر بي مو هستند! ولي کف چيز مو ندارد! هيچوقت چيز خود را توي سوراخ نکنيد! چون ممکن است جانوران نوک چيزتان را گاز بگيرند! هميشه قبل از غذا چيز خود را با آب و صابون بشوييد! هيچوقت با چيز کثيف غذا نخوريد! ..... خانمها هميشه دوست دارند به چيز خود لاک و کرم بمالند! اين عمل براى محافظت از چيز خوب است! آدم وقتي سردش مي شود چيزش را روي بخاري يا زير بغل مي گيرد!
در کتاب تاريخ مي نوشتند: اردشير دراز چيز به هندوستان لشکر کشي کرد و چيز اجانب را کوتاه نمود! ..... مردم توي کوچه و بازار مي گفتند: لامصب چيز ما نمک نداره! به هر کسي خوبي کرديم جوابش بدي بود! از قديم مي گفتند با هر چيز بدي با همون چيز پس مي گيري! ..... پدري به پسرش درس ادب مي داد: پسرم هيچوقت پيش مردم چيزتو دراز نکن! ..... توي بيمارستانها آدمهايي رو مي ديديم که چيزشون توي تصادف قطع شده و مجبور بودند تا آخر عمر از چيز مصنوعي استفاده کنند! ..... دزدهاي مسلح موقع زدن بانک مي گفتند: چيزها بالا! چيزهاتون رو بذارين پشت سرتون! اگه کسي چيزش به زنگ خطر بخوره چيزشو مي شکنيم! و رئيس بانک به پليس مي گفت: چيزم به دامنتون! دزدها رو بگيرين! و پليسها هم چيز از پا درازتر از ماموريت بر مي گشتند! ..... هر روز در اخبار مي شنيديم که: اينبار چيز استکبار جهاني از آستين فلاني بيرون آمده!
و پسر جواني در دفترچه ى خاطراتش مي نوشت: اون روز من با دختر خانمي آشنا شدم... او چيزش رو دراز کرد و من چيزش رو گرفتم و کمي فشار دادم! چه چيز گرم و لطيفي داشت! از خجالت چيزش خيس شد! و دوستي ما از همون روز شروع شد! ديروز بازم اونو توي اتوبوس ديدم... چيزم رو به ميله گرفتم و رفتم جلو! از ديدن من خوشحال شد و گرم صحبت شديم... اتوبوس خيلي تند مي رفت و من براي اينکه اون نيفته چيزم رو گذاشتم پشتش! از اين کار من خوشش اومد و تشکر کرد... اون دو ايستگاه بعد پياده شد و من چيزم رو براش تکون دادم! امروز هم توي کافه تريا قرار داشتيم... رفتيم و سر يه ميز نشستيم... فضاي اونجا خيلي تيره و تار بود... من چيزمو گذاشتم روي چيزش و گفتم: چقدر چيز شما کوچيک و نرمه! اون هم گفت: چيز شما بزرگ و داغه! بعد از نوشيدن قهوه بيرون اومديم... چيزامون توي چيز همديگه توي خيابون راه مي رفتيم و مردم هم ما رو نگاه مي کردند! اونو به خونه شون رسوندم و دوباره چيزمو گرفت و من هم چيزشو فشار دادم! ازش دور شدم... هوا خيلي سرد بود... چيزم داشت يخ ميزد! براي همين چيزمو گذاشتم توي جيبم! توي عالم خودم بودم که يهو يه چيز خورد پشت گردنم!.....
تجسم بقيه ى متن رو ميذارم به عهده ى خودتون!
دسته اول شغلهايي هستند که خانمها به خوبي و بهتر از آقايان از عهده آن برميآيند مثل زبونم لال گلاب به روتون خانهداري و نگهداري و تربيت فرزندان و آشپزي و ... (دور از جون شما البته!)
دسته دوم شغلهايي هستند که به طور مشترک هم آقايان وخانمها از عهده آن برميآيند؛ که البته بنا به دلايلي نامعلوم و ناشناخته! معمولا در اين شغلها خانمها به آقايان ترجيح داده ميشوند.
دسته سوم هم شغلهايي هستند که عمرنات پتاسيم! خانمها از پس آن برنميآيند؛ مثل قصاب و راننده کاميون! و ... (به دليل نياز مبرمي که اين دسته مشاغل به سبيل دارند!)
البته راننده تاکسي از اين مسئله مستثني است و خانمهاي زيادي در اجتماع هستند که به اين شغل شريف مشغولند که از جمله آنها دنيا خانم ميباشد! بزرگي در اين زمينه ميگويد: "وايسا دنيا! وايسا دنيا! من ميخوام پياده شم"! (فک کنم منظورش از بزرگ رضا صادقي باشه!)
البته فعاليت خانمها فقط در همين سه جبهه خلاصه نميشود. بلکه محل اصلي عرض اندام و به عبارت صحيحتر پوززني اين قشر آسيبپذير و مظلوم! از آقايان، عرصه علم و دانش و کنکور و دانشگاه و از اينجور حرفها است. به طوري که پيشبيني ميشود در آينده نه چندان دور نسل پسرهاي تحصيل کرده منقرض گردد !!!
ده سال بعد...
.
.
.
.
پسر در مراسم خواستگاري: من بيکارم، سواد هم ندارم، هيچيام ندارم ولي در عوض عاشق دخترتونم(خانم دکتر و ميگه!) و به هر قيمتي که شده ميخواهم باهاش ازدواج کنم. هر سنگي هم که بندازين جلوي پام اونو بر ميدارم!
بووووووومب!
(به دليل دلخرلش بودن ما وقع! از نشان دادن اين صحنه معذوريم!)
پسر: بابا جون گفتم سنگ رو بندازين جلو پام نه رو سرم!
پنج سال بعد از ده سال بعد...
.
.
.
.
گزارشگر: چيه آقا پسر چقدر خوشحالي؟ ميبينم که هووورا ميکشي!
آقا پسر: آخه نتايج کنکور اعلام شده و من در بين همهي پسرها رتبه اول رو کسب کردم!
گزارشگر: جدي! آفرين! تبريک ميگم. حالا رتبهتون چند شده؟
آقا پسر: پنجاه و سه هزار! فقط حيف که برا انتخاب رشته غير مجاز شدم!
راستي تا يادم نرفته! عرصه ورزش را هم نبايد فراموش کرد. خانمها ماشاالله در اين عرصه نيز حرفهاي زيادي براي گفتن دارند. (البته کلا هميشه خانمها حرف واسه گفتن زيا د دارند!)
در همين راستا در خدمت يکي از بانوان ورزشکار و موفق اجتماع در رشته تيراندازي هستيم.
- سلام خانم! ضمن عرض تبريک به خاطر کسب مقام قهرماني در رشته تيراندازي. شما به عنوان يک زن ورزشکار موفق چه پيامي براي هم سن و سالاي خودتون دارين!
- بله! با عرض سلام، من پيام خاصي ندارم فقط همين جا از فرصت استفاده ميکنم و اين مدال رو تقديم ميکنم به پدر و مادر عزيزم. بقيه تيرهام رو هم تقديم ميکنم به خواهر شوهرم!
شايد يکي ديگر از مسايلي که باعث افزايش اشتغال بانوان در اجتماع شده است مسئله سربازي آقايون باشه و اين که خانمها با چنين مشکلي روبهرو نيستند. البته با کمي تفکر اين مشکل نيز قابل حل ميباشد. به طور مثال بنده در همين جا از فرصت استفاده ميکنم و براي حل اين مشکل از مسئولين محترم و عليالخصوص دکتر جاسبي! تقاضا مينمايم دوران خدمت سربازي را رايگان اعلام کنند! تا جوانان اين مرز و بوم راحتتر بتوانند اين دوران مقدس را سپري کنند !
بله ميفرموديم...
هم چنين تحقيقات دانشمندان نشان داده است که با زياد شدن فعاليت زن در اجتماع آمار مرگ و مير مردها به شدت افزايش خواهد يافت. چرا که مردان بيشتر تنها ميشوند و از خوشحالي سکته خواهند کرد! ضمن اين که همين دانشمندان بيکار در زمينه اشتغال زنان در اجتماع تحقيقات وسيع ديگري نيز انجام دادهاند. منتهي هنوز به نتيجهاي دست نيافتهاند!
نيازمنديهاي ... (ضميمه رايگان)!
به يک منشي مسلط به زرنگار و فوتوشاپ نيازمنديم. (ترجيحا خانم، ترجيحا با قد متوسط و چشمهاي عسلي!!)
به يک ترجيحا" خانم نيازمنديم!
به يک سوپر مارکت، جهت استخدام يک منشي خانم نيازمنديم!
خانمي هستم زيبا، جذاب، پولدار و موقر و حسابي خانوم! البته من دنبال همسر نميگردم! فقط آگهي دادم دلتون بسوزه!
آب انگور با طعم سيب رسيد!
به يک دوست ايرانسلدار نيازمنديم! ترجيحا جنس مخالف! ترجيحا طرح قرمز فعال
سرهنگ: اسمت چیه؟ سرباز: ممد. سرهنگ: این چیه دستت؟ سرباز: تفنگ. سرهنگ: تفنگ؟ این مملکتته, آبروته, زندگیته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و .... . سرهنگ رو به سرباز ترک : اسمت چیه؟ سرباز: غضنفر. سرهنگ: این چیه دستت؟ ترکه: این خواهرومادر ممده
احمدی ...د: پيشنهاد بازي در نقش حضرت يوسف را رد كردم.
عمـــــو فيلترباف…بله؟ فيلتر منو بافتي؟ بـــــــــله پشت وب انداختي؟بــــــــله بابا اومده؟ نــــــخير چرا نيومده؟ فيلتر بوده!! عمـــــــو فيلتر باف؟ … بله؟ فيلتر خوب داشتي؟ نـــــخير سرعت خوب داشتي؟ نــــــــخير قيمت کم داشتي؟ نــــــــخير اينترنت ملي هم داشتي؟ بـــــله عمو فيلترباف؟ … بـــــله؟ خيلي مخلصيم
حلول ماه مبارك رمضان در دوران قطعي برق , بي آبي , فقر , گراني گوشت و مرغ , كمك 6 ميليون دلاري ايران به آي سي تي افغانستان مبارك باد... اميد است بعد از ماه مبارك رمضان تمامي يارانه ها به كلي قطع شود و تاعات و عبادات شما مورد قبول خداوند قرار گيردد
به همسرت نيكي كن . اگر همسر نداري به دوست دخترت نيكي كن . اگر دوست دختر نداري يكي پيدا كن . اگر پيدا نكردي تلاش كن . اگر تلاشت نتيجه نداد خاك بر سرت كن بي عرضه بي خاصيت
زيرشلواري ملكه ويكتوريا، 9 هزار دلار فروخته شد.

مردم زیرشلواری دارن ما هم زیرشلواری داریم
تصويري جالب از مراسم سنتي گاو بازي در اسپانيا

جرات داري بيا پايين...!
سفير جديد تانزانيا استوارنامه خود را تقديم رئيسجمهور كرد.

احمدينژاد : كجا ميري؟ نترس بيا همينجا بشين.
بزرگترین کیک خامه ای جهان

البته با طعم بیست هزار لیتر بنزین...
بيست و پنج سوالي كه بايد قبل از ازدواج به آن پاسخ داده شود.
شمائي كه قرار است ازدواج كنيد، آيا ميزان تطابق خود با موضوعات مختلف زندگي را ميدانيد؟
در مورد خريد منزل و كارهاي روزمره چطور؟ آيا بچههايي را كه در آينده دور و بر شما را پر ميكنند درنظر گرفتهايد؟ در مورد بزرگكردن فرزندان چه ميدانيد؟ به ياد داشته باشيد تفاوتهايي كه آنها را پيشبيني نكردهايم، مي توانند آنچنان زندگي ما را تحتالشعاع قرار دهند كه فكرش را هم نميتوانيد بكنيد. همين تفاوتها و اختلافهاي از قبل پيشبيني شده هستند كه زندگي مشترك را تخريب ميكند.
قبل از ازدواج اين 25 سئوال را حتماً از همسر آينده خود بپرسيد .
پاسخ بعضي سوِالات به زمان زيادي احتياج دارد. براي پاسخ به اين سوِالات بهتر است هر دوي شما وقت بگذاريد. نگذاريد نداشتن پاسخ براي يك سوِال مانع بررسي ساير سوِالات شود. اگر پاسخ يك سوِال به تفكر بيشتري احتياج دارد ، فعلاً از آن بگذريد و به سراغ سوِال بعدي برويد. يادتان باشد بهترين ازدواجها بر مبناي پايه و اساس محكم و قوي استوار شدهاند.
قبل از ازدواج اين 25 سئوال را حتماً از همسر آينده خود بپرسيد:
1) آيا شما ميخواهيد بچهدار شويد؟ اگر مايليد چند فرزند؟
2) اگر زماني مشخص شد من يا شما قادر به بچهدار شدن نيستيم، آيا قبول داريد كه فرزندي را از پرورشگاه بپذيريم و بزرگ كنيم
3) اگر در آينده صاحب فرزند شويم، آيا حاضريد او را به مهدكودك بفرستيم؟ در غير اين صورت چه كسي از او نگهداري خواهد كرد؟
4) آيا مادر بايد از شغل خود چشم بپوشد و از فرزندان نگهداري كند؟ در اين صورت وضعيت مالي زندگي مشترك به چه وضعي در خواهد آمد؟ آيا مرد خانه قادر است در اين صورت زندگي را به تنهايي اداره كند؟
5) تعطيلات را چگونه بگذرانيم؟ آيا برنامه تعطيلات را دو نفري خواهيم گذراند يا حتماً بايد با فاميل به تعطيلات برويم؟
6) در مواقعي كه جر و بحث پيش ميآيد ، چه واكنشي نشان ميدهيد؟ آيا عصباني ميشويد؟ در صورت عصبانيت چه رفتاري از خود نشان ميدهيد؟
7) نظر شما در مورد تعهد به زندگي چيست؟ در صورت خيانت از طرف خودتان يا من چه واكنشي نشان ميدهيد؟
8) در مورد فرزندان چه رفتار و انطباقي مدنظرتان است؟
9) عقايد مذهبي شما چگونه است؟
10) در مورد روابط زناشويي چهنظري داريد؟
11) در مورد مسائل مالي چهنظري داريد؟ درآمد هركدام از ما چگونه خرج ميشود؟
12) هزينههاي زندگي بر چه مبنايي تعيين ميشود؟ منبع درآمد چگونه است و آيا كفايت زندگي مشترك را ميكند؟ آيا امكان پسانداز وجود خواهد داشت؟
13) 2 سال، 5 سال، 10 سال و 20 سال آينده، خود را چگونه ميبينيد؟
14) ساعات خواب و بيداري و كارتان چگونه است؟ صبحها زود بلند ميشويد؟ آيا عادت داريد شبها تا ديروقت بيدار باشيد؟
15) چهكسي مسئول خريد منزل، پخت و پز و تميز كردن است؟ آيا در اين زمينه كمك ميكنيد؟ 16) عادت خرجكردن پول در شما چگونه است؟ هر ماه چه ميزان پسانداز ميكنيد؟
17) آيا در خانواده شما سابقه بيماري رواني وجود دارد؟
18) در مورد مسائل زير ، اهداف طولانيمدت و كوتاهمدت شما چگونه است: شغل، فرزندان، مالكيت منزل و هر نوع متعلقات كه به هر دوما مربوط است؟
19) كجا زندگي خواهيم كرد؟ محل سكونت و منزل ما كجا و با چه شرايطي خواهد بود؟
20) شهر محل سكونت ما كجا خواهيد بود؟ آيا اين شهر تغيير ميكند؟
21) آيا شغل شما به صورتي است كه مجبوريد شبها كار كنيد؟
22) آيا براي همسر آينده خود محدوديتهايي در ذهن داريد؟
23) وقتي استرس داريد، ناراحتيد و يا درگيري ذهني شديدي داريد، بهترين روش كمك به شما چيست؟
24) اگر در ازدواج مشكلي پيش بيايد، تا چه مدت ميتوانيد صبر كرده و مشكل را حل كنيد؟ آيا مسئلهاي در ذهنتان وجود دارد كه اگر در زندگي مشترك بروز كند بهنظرتان غيرقابل ترميم و جبران است؟
25) پنج روش كوچكي كه شما به وسيله آن هر روز ميتوانيد به همسرتان بگوييد و نشان دهيد كه دوستش داريد (البته بدون آنكه همسرتان تقاضا كند) چيست؟
پاسخ بعضي سوِالات به زمان زيادي احتياج دارد. براي پاسخ به اين سوِالات بهتر است هر دوي شما وقت بگذاريد. نگذاريد نداشتن پاسخ براي يك سوِال مانع بررسي ساير سوِالات شود. اگر پاسخ يك سوِال به تفكر بيشتري احتياج دارد ،فعلاً از آن بگذريد و به سراغ سوِال بعدي برويد. يادتان باشد بهترين ازدواجها بر مبناي پايه و اساس محكم و قوي استوار شدهاند.
منبع: روزنامه سلامت
مقاله مرتبط: گفتگوی دختر و پسر قبل از ازدواج
کاش یکی بود ،یکی نبود اول قصه ها نبود
اون که تو قصه مونده بود ، از اون یکی جدا نبود
ماه پیشونی رها بود از طلسم دیوای سیاه
پلنگ عاشق می پرید تا لب شیروونی ماه
سیاوش شاهنامه رو کاش کسی گردن نمی زد
کاش کسی توی قصه ها از عاشقی تن نمی زد
کاش داش کل با زخم تیغ تو بسترش جون نمی داد
قصه نویس قصه مون رو با گریه پایون نمی داد
تقویم باغچه ی ما برگ بهار نداره
جاده ی قصه هامون عطر سوار نداره
شهر بزرگ قصه ، پنجره هاش رو بسته
حتی تو دفتر مشق ، بابا انار نداره
کاش توی قصه های شب برق ستاره کم نبود
تو قصه ی جن و پری دلهره دم به دم نبود
کادربزرگ قصه هاش رو بالای طاقچه جا می ذاشت
یه عاشق تازه نفس تو شهر قصه پا می ذاشت
قصه های قدیمی رو یه جور تازه می نوشت
آدم و حوا رو می برد دوباره می ذاشت تو بهشت
اما تا اون بیاد باید با بی کسی سر بکنیم
ترانه های کهنه رو دوباره از بر بکنیم
تقویم باغچه ی ما برگ بهار نداره
جاده ی قصه هامون عطر سوار نداره
شهر بزرگ قصه ، پنجره هاش رو بسته
حتی تو دفتر مشق ، بابا انار نداره
هشتا عکسه و برای اینکه وبلاگ دیر بالا نیاد اونارو تو ادامه مطلب گذاشتم.
خود را كه يك دختر است به دنيا آورد.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
متن کامل به همراه عکس در ادامه مطلب....
گاو ماما می کرد. گوسفند بع بع میکرد. سگ واق واق می کرد و همه باهم فریاد می زدند: حسنک کجایی؟
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی به خانه نمی آمد. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هرروز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آیینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست. چون او به موهای خود گلت میزند. دیروز که حسنک به کبری چت می کرد کبری گفت که تصمیم بزرگی گرفته است.
کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند. چون او با پترس چت می کرد. پطرس همیشه پای کامپیوتر می نشست و چت می کرد. پطرس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد. چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که تا چند لحظه ی دیگر سد می شکند. پطرس درحال چت کردن غرق شد و برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت به آن سرزمین برود اما کوه روی پل ریزش کرده بود. ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را درآورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله ی دردسر نداشت.
قطار به سنگها برخورد کرد و منفجر شد.
کبری و مسافران مردند اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود. الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد. او حتی مهمان خوانده هم نداردو. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد. اما گوشت ندارد. او کلاس بالایی دارد. او فامیل های پولدار دارد. او آخرین باری که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو شکایت ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد.
به همین دلیل است که دیگر در کتابهای دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.
***زوج های سینمایی***
*جهانگير كوثري- رخشان بني اعتماد *حميد سمندريان- هما روستا
*بهرام بيضايي- مژده شمسايي *نيما بانكي- ليلي رشيدي
*بهروز بقايي- پرستو گلستاني *هادي مرزبان- فرزانه كابلي
*اصغر همت- افسر اسدي *محمد رحمانيان- مهتاب نصيرپور
*منيژه حكمت- جمشيد آهنگراني *نيما فلاح - سحر ولد بيگي
*علي دهكري - آفرين چيت ساز *حسن پورشيرازي - مهنار افضلي
*محمد رضا شريفي نيا - آزيتا حاجيان *يوسف مراديان - سارا خوئيني ها
*بهزاد فراهاني - فهيمه رحيم نيا *مجيد جعفري - اكرم محمدي
*احمد حامد - فاطمه معتمد آريا *جمشيد جهانزاده - فرزانه نشاط خواه
*عزيز ساعتي - ميترا محاسني *آتش تقي پور - شهين عليزاده
*رفيع پيتز - آتنه فقيه نصيري *جلال مقامي - ر فعت هاشم پور
*مهرداد شكرابي - عاطفه رضوي *عبدالرضا گنجي - فاطمه گودرزي
*فريبرز كامكاري - الهام پاوه نژاد *علي اسيوند - حميرا رياضي
*داوود رشيدي - احترام برومند *امين تارخ - منصوره شادمنش
*پيام صابري - زيبا بروفه *بهمن زرين پور - مينا جعفرزاده
*عباس صالحي - رزيتا غفاري *سعيد تهراني - لادن طباطبايي
*محمود پاك نيت - مهوش صبر كن *حسن جوهرچي - مهناز بيات
*آتيلا پسياني - فاطمه تقوي *حسين عرفاني - شهلا ناظريان
*اسماعيل رياحي - شهلا رياحي *شهرام اسدي - لادن مستوفي
*محسن مخملباف - مرضيه مشگيني *بهروز افخمي - ناهيد طلوع
*فرخ نعمتي - سهيلا رضوي *كيومرث پوراحمد - مهرانه ربي
*مسعود رايگان - رويا تيموريان *فرشيد نوابي - ا لهام چرخنده
*مرحوم فيروز بهجت محمدي - آزيتا لاچيني * ليلا حاتمي- علي مصفا
*نجف دريا بندري - فهيمه راستكار *سروش خليلي - فاطمه دانش زاد
*حميد فرخ نژاد - فروزان جليلي فر *غلامرضا آزادي - فريال بهزاد
*ابوالفضل جليلي - مريم اشرفي *امير جعفري- ريما رامين فر
*بابك نوري - هاله ارجمند كرماني * شاهرخ فروتنيان - افسانه چهره آزاد
*فرشيد رحيميان - كتايون رياحي *ناصر هاشمي - سيما تيرانداز
*گلاب آدينه- مهدي هاشمي *بهاره رهنما- پيمان قاسم خاني
*امين حيايي- نيلوفر خوش خلق * معسود جعفري جوزاني - فهيمه سرخابي

. دائما به شوهرتان بگوييد : ولي خودمونيم ها ، تو بيريخت ترين خواستگارم بودي !
. غذاي شور و سوخته جلوي شوهرتان بگذاريد و قبل از اينکه به غذا لب بزند بگوييد : اينقدر بدم مياد از مردايي که از غذاي زنشون ايراد مي گيرن !
. هروقت شوهرتان براي شما دسته گل خريد ، بگوييد : اِ ، باغچه همسايه چه گلهاي قشنگي داره ! چرا کنديشون ؟!
. هر وقت شوهرتان براي شما حرفاي عشقولانه زد ، به طرز فجيعي از ته حلق بگوييد : هوووووووووووووووووق !
. هر وقت مادر شوهرتان منزل شما دعوت بود ، به او محل نگذاريد و برويد توي اتاقتان روزنامه بخوانيد !
هر وقت ديديد شوهرتان مشغول تماشاي مسابقه فوتبال مي باشد ، به بهانه تماشاي عمو پورنگ ، سريع کانال را عوض نماييد !
دائماً در حضور شوهرتان ، از عرضه و توانايي هاي مردان ديگر تعريف کنيد !
براي تولد شوهرتان ، مسواک وخمير دندان کادو بگيريد و بگوييد که عزيزم اميدوارم صد سال زنده باشي و ديگه هيچوقت دهنت بوي گند نده !
اگه شوهرتان با کلي قرض و قوله و وام گرفتن ، براي کادوي تولدتان يک عدد پژو 206 آلبالويي خريد ، با دلخوري بگوييد : اگه با خواستگار قبليم ازدواج مي کردم حتما برام يه ماکسيما مي خريد !
هر وقت ديديد که شوهرتان با خيال راحت خوابيده است ، براي ضد حال زدن به او بگوييد : عزيزم ميدوني اگه الان مهريم رو مطالبه کنم بايد بري گوشه زندان بخوابي ؟!
هر 5 دقيقه يکبار به محل کار شوهرتان زنگ بزنيد و بگوييد : عزيزم فقط مي خواستم مطمئن بشم که تلفنت مشغول نيست و حواست جمع کارته !
هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگوييد : عزيزم ، انگار همين چند سال پيش بود که در يک لحظه خر شدم و بله رو گفتم !
از همسرتان معناي عشق را بپرسيد و بعد از اينکه 2 ساعت عشق را تفسير کرد و برايتان داستان هاي عشقي تعريف کرد ، به او بگوييد : ابله ! عشق يه چيزي مثل کشک و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه !
هر وقت ، شوهرتان رازي را برايتان گفت و از شما خواست که پيش خودتان بماند و به کسي نگوييد ، سعي کنيد ، کسي از دوستان ، فاميل و همسايه ها نماند که اين راز به گوشش نرسد !
و هر وقت به دليل عمل به توصيه هاي بالا ، شوهرتان تصميم به طلاق دادن شما گرفت ، با توجه به قحطي شوهر در جامعه ، با چشماني پر از اشک به او بگوييد : منو ببخش عزيزم. و بعد از اينکه کاملا خر شد ، عمل به توصيه هاي بالا را از نو تکرار نماييد !!!
ضد حال یعنی:
با ذوق و شوق می ری توی سایت مورد علاقت می بینی نوشته مشترک گرامی داری می یای سر رات چهارتا نون بربری بخر بیار!![]()
داری موبایل داداش مثبتت رو چک می کنی بعد می بینی نوشته z زنگ می زنی دختره بر میداره می گه ســــلام عزیزم.![]()
می بینی نوشته سایت 18- عکس ...کلیپ...بعد باز می کنی سایت عمو پورنگ باز می شه !![]()
می ری تو اتوبوس بلوتوس بازی کنی می بینی همه آقایون حاجی، خانم ها مادر بزرگ،دارن می رن دنبال مکه ای!![]()
بابا مامانت بهت قول یه هدیه خوب می دن وقتی برات می خرن می بینی نرم افزار آموزشی احکام اسلامی خریدن!![]()
در قلکت رو باز می کنی می بینی توش هیچی نیست جز یه کاغذ که توش نوشته کپی برابر اصل!![]()
داری واسه دوستات کلاس می ذاری ، وقتی کفشت رو در می یاری جورابات سوراخه!![]()
ما می گیم مرگ بر آمریکا! آمریکایی ها می گن خدا شفاشون بده!![]()
تو ایستگاه های بی آر تی میخوای کلاس بذاری
به جای بلیت کارت متروی 2000 تومنی میندازی تو سبد.![]()
موقع بالا رفتن از پله برقی مترو جلو 10 تا دختر سه بار بخوری زمین!!![]()
داری با ام پی تری پلایر آهنگ گوش میدی یهو نوار جمع کنه!!![]()
داری تو خیابون به یه دختر تیکه میندازی میبینی از خواهرای کاراته کار گروه ارشاد نیرو انتظامیه.![]()
نیم ساعت منتظر دانلود نرم افزار 5 مگا بایتی هستی سر درصد 98 برق بره!![]()
داری آهنگ جدید محسن چاوشی گوش میدی ببینی یهو ابی و داریوش هم باهاش هم خونی کردن.![]()
واسه خواستگاری کلی تیپ زدی
وسط راه پلیس ارشاد از خیابون جمت کنه.![]()
بيل گيتس: در 28 اكتبر 1955 در يك خانواده متوسط در شهر سياتل آمريكا به دنيا آمد. او در 13 سالگی اولين نرمافزار خود را كه يك بازی نوشت و بعدها سيستم سختافزاری مايكروسافت را ابداع كرد و حالا پولدارترين مرد دنيا نام گرفت.
آنتونی رابينز: در سال 1961 در كاليفرنيا در خانوادهای فقير به دنيا آمد، او ظرفهای خانهاش را از آنجا كه آشپزخانه نداشت در حمام میشست، كارگری در رستوران كار ثابت او بود، او پس از چاپ كتابهايی درباره موفقيت انسان به ثروت زيادی دست يافت.
سويچيرو هوندا: در 17 نوامبر 1906 در اوتاگان ژاپن به دنيا آمد، پدر او آدمی بسيار فقير بود، او در زمان نوجوانی، به تعمير دوچرخه پرداخت و سپس پيستونهای اتومبيلی را ساخت كه بعدها نامش را ((هوندا)) گذاشت. وی پس از مرگش ثروت هنگفتی از خود بجا گذاشت.
كارل بنز: وی در 25 نوامبر 1844 در بادن ملبرگ آلمان به دنيا آمد، پدرش تعمير كار اتومبيل بود. كه پس از پايان تحصيلات دانشگاهی خود، موتوری جديد به نام بنز ابداع كرد و سپس كارخانه بزرگ اتومبيل ((بنز)) معروفترين اتومبيل دنيا را تاسيس كرد.
روستائيان ابتدا زن و شوهر را ضرب و شتم كردند اما به اين هم قانع نشدند و زن و شوهر را به دار آويختند . زن كه 8 ماهه حامله بود هنگام تلاش براي نجات جانش روي چوبه دار فرزندش را به دنيا آورد.
شوهر اين زن در آخرين لحظات توانست خود را نجات دهد و زنش را از دار پائين بياورد.
ساكنان روستاي كيليپ در پاپوا گينه نو دو هفته قبل يك زن به نام نولان يكوم و شوهرش را به دليل ارتباط با اجنه و جادوي سياه ضرب و شتم كردند.
همسايگان اعتقاد داشتند نولان و پائول يكوم آنها را جادو كرده و قصد دارند با جادوي سياه همسايگانشان را بكشند و به همين دليل آنها را از يك درخت به دار آويختند.
پائول يكوم در مصاحبه با نشريه “د نشنال” واقعه را اين گونه توضيح داد: ” براي آنكه پاهايمان به زمين برسد توانستم طناب را شل كنم. توانستيم خودمان را برهانيم. همسرم كه 8 ماهه حامله بود در هنگامي كه مي كوشيد خود را از دار نجات دهد نوزاد را به دنيا آورد. براي هردومان لحظات وحشتناكي بود.”
اين زوج كه بعد از اين واقعه پيش اقوامشان در روستاي ديگر پناه گرفته بودند در نهايت تحت مراقبت پزشكي قرار گرفتند.
به گزارش قدس به نقل از روزنامه حريت، پزشكان جنسيت نوزاد به دنيا آمده را دختر عنوان كرده و افزوده اند حال مادر و نوزاد رضايتبخش است.
در كشور فقير پاپوا گينه نو كه در جنوب اقيانوس آرام قرار دارد جادوي سياه از بزرگترين و رايجترين اعتقادات مردم به شمار مي رود و زناني كه اين جادو را انجام مي دهند به شيوه سوزاندن يا به دار آويختن كشته مي شوند!
نکاتی که سلامت نیوز به انها اشاره دارد برای تشخیص دختر بودن فرزندتان به شرح زیر است:
-چاقی شما از ناحیه ران و قفسه سینه است.
-شکمتان به هندوانه شبیه شده.
-موهایتان هایلایت قرمز رنگ است.
-به میوه و غذای شیرین وآب پرتقال علاقه مند می شوید.
-در دوران حاملگی نسبت به دوران عادی و قبل از حاملگی حال خوبی ندارید.
-صورتتان بیش از پیش جوش می زند.
- اگر حلقه ی ازدواجتان را با نخ روی شکمتان آویزان نگاه دارید، به اطراف خواهد چرخید!
اگر این حالات در شما وجود دارد تبریک می گویم احتمالا کودک شما دختر خواهد بود!ولی نباید فراموش کرد که این نکات فقط تجربی بوده و امکان اشتباه در آنها هست!
———————————————
آیا فرزندم پسر است؟
دانستن جنسیت نوزاد قبل از تولد خواسته هر انسانی است برای هر کس جالب و برای مادر و پدر آینده لذت بخش ،پس با دانستن این نکات و مشاهده انها می توانیم پی ببریم که کودک آینده تان پسر خواهد بود.
نکاتی که سلامت نیوز به انها اشاره دارد برای تشخیص پسر بودن فرزندتان به شرح زیر است:
-به پروتئین ها علاقه مند شده اید.
-شکمتان جائی که است که شما از آن ناحیه چاق شده اید.
-پاهایتان از قبل سردتر شده.
-به غذاهای تند وشور علاقه مند شده اید.
-جالب است بدانید اگر کودک پسر باشد،پدر نیز همراه مادر شروع به چاق شدن می کند!
-حامله بودن برایتان خوشآیند است.
-حلقه ازدواجتان را با نخ روی شکمتان آویزان نگاه دارید، اگر پسر باشد دایره دایره می چرخد!
-شکمتان شبیه توپ بسکتبال شده.
اگر این حالات در شما وجود دارد تبریک می گویم احتمالا کودک شما پسر خواهد بود!ولی نباید فراموش کرد که این نکات فقط تجربی بوده و امکان اشتباه در آنها هست!

وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه به نقل از روزنامه وطن نوشت: درام زندگی تیره بختانه شانتال سبیره، زن 52 ساله فرانسوی که یک معلم بازنشسته است به موضوع روز فرانسه تبدیل شده است.
این زن به بیماری “esthesioneuroblastoma” یا اصطلاحا ENB دچار است.وی در سال 2000 به این بیماری مبتلا شد و حس بویایی و چشایی خود را از دست داد. توموری که از صورت این زن در آمده است بعدا تا چشمانش رسید و وی در ماههای گذشته بینایی چشمانش را هم از دست داد.
شانتال که صاحب سه فرزند است در دیدار با سارکوزی رئیس جمهور فرانسه خواستار خودکشی داوطلبانه (اتونازی) شده است. وی گفته است حتی یک حیوان هم نباید زندگی ای را که من دارم تجربه کند!
اتونازی یا خودکشی داوطلبانه در فرانسه همانند دیگر کشورهای اروپایی قانونی نیست. بیماری ENB یک بیماری فوق العاده نادر است و در 20 سال گذشته در کل جهان تنها 200 نفر به این بیماری وحشتناک دچار شده بودند.
اکنون در فرانسه بر سر این موضوع که آیا سارکوزی طی یک استثناء به این زن اجازه مرگ اجباری خواهد داد یا نه بحث می شود.
تا حالا به نمودار زندگیت نگاه کردی؟؟؟؟
مرگ<----------------------------------------زندگی------------------------------------->تولد
تو زندگیت به چند نفر گفتی دوست دارم؟؟؟؟
تا حالا چند نفر بهت گفتن دوست دارم؟؟؟؟
...........
از اینکه به دنیا اومدی راضی هستی؟
یا حداقل با زنده بودنت دیگران رو راضی نگه داشتی؟؟؟؟
اصلا میدونی کی میمیری؟
یا چه جوری؟
..................................
سر جلسه ی امتحان
آخراش که میشه
یکی میگه:
وقت تمام............................................ ....
تو زندگی هم هر لحظه ممکنه اینو بشنوی
اما کی میدونه کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان.
اينجا به همون آدرس قبلي بيان آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد.
گضنفر جان،آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم .
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه .
ببخشيد معطل شدي. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت
ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!شرمنده
همين ديگه .. خبر جديدي نيست قربانت .. مادرت
راستي:گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي .دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم
افشار در این سال ها پول سازترین بازیگر زن سینمای ایران بوده و حضورش در فیلم ها، تا حدودی گیشه را گارانتی کرده است. او در چند سال اخیر در کنار حضور در فیلم های تجاری، منتظر تجربه فیلم ها و نقش های متفاوت نیز بوده است و بازی در فیلم هایی مانند سالاد فصل (فریدون جیرانی)، کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی) یا چه کسی امیر را کشت (مهدی کرم پور) نشان از علاقه افشار به نوعی دیگر از سینما نیز دارد. «انعکاس» ساخته رضا کریمی بیستمین فیلم سینمایی کارنامه هنری مهناز افشار است. با اینکه این فیلم هم در زمره آثار بدنه سینمای ایران طبقه بندی می شود، اما اثری خوش ساخت و حرفه یی است که یک مهناز افشار متفاوت دارد. نقش افشار و حتی گریمش در «انعکاس» به هیچ کدام از فیلم های قبلی او شباهتی ندارد. بهتر است فیلم را اول ببینید تا قضاوت راحت تر شود.
● چرا امسال برعکس سال گذشته اینقدر کم کار بودید؟
بعد از فیلم «تسویه حساب» خانم میلانی، با خودم گفتم مهناز افشار، دیگر بس است. دیگر داری خیلی شلوغ می کنی. قبل از آن هم « محاکمه» و « رئیس» را کار کرده بودم. اتفاقاً در این دوره فیلمنامه هایی هم که می خواندم بعضی هایشان بد نبود اما تصمیم گرفتم کار نکنم تا اینکه فیلمنامه «انعکاس » به دستم رسید و بازی در آن را قبول کردم.
● آن موقع هم می خواستید بروید سر کار «کلاغ پر» و کمی طول کشید تا جواب نهایی را بدهید…
بله. همان اول که این فیلمنامه را خواندم داستانش جذبم کرد. احساس کردم سوژه خاص و بکری است که تا به حال در سینما نداشته ایم. اما به نظرم هنوز نپخته می آمد. البته دوستان هم لطف کردند، نشستند بازنویسی کردند و سرانجام به نتیجه رسیدیم که کار کنیم.
● نقش تان در بازنویسی تغییر کر د؟
نه، پایه داستان که تغییر نکرد و همان متفاوت بودن و خاص بودن سوژه را داشت. اما خب یکسری گره ها و منطق هایی که لازم بود در طول قصه باشد، گنجانده شد.
● کاراکتر نسیم به نظرتان چه ویژگی یی داشت ؟
فکر می کنم اولین قصه یی بود که من خواندم و دیدم که کلیت کار روی دوش کاراکتر زن فیلم است و بسیار جای کار دارد. امیدوارم از پس اش برآمده باشم. به هر حال قصه، انتخاب بازیگر، دفتری که قرار بود با آن کار کنیم و کارگردان فیلم همه برایم مهم بود و همه این عوامل دست به دست هم دادند که در این فیلم همکاری داشته باشم.
● درباره ویژگی خود کاراکتر نسیم نگفتید. . .
خیلی خاص بود. من در بیشتر کاراکترهایم یک دختر شوخ و اصولاً کاراکترم برون گرا است. اما نسیم خیلی درون گرا بود و بازی زیرپوستی داشت. حتی در فیلم کلام زیادی از طرف نسیم گفته نمی شود و بیشتر بازی اش در سکوت و اضطراب است. کلاً درون گرا بودن این کاراکتر خیلی من را جذب کرد.
● معصومیت کاراکتر هم خیلی خوب درآمده چون در آغاز فیلم هنوز تماشاگر نمی داند که نسیم خیانت کرده یا نه و این حس معصومیت همراه با شیطنت و دلشوره باید به تماشاگر همزمان منتقل شود.
دقیقاً. اصلاً دووجهی بودن این شخصیت جالب است. من همیشه معتقدم یک کار خاکستری بودنش مهم است نه اینکه مطلق سیاه یا سفید. این خاکستری بودن کمک می کند که تماشاگر تا انتهای فیلم برود و منتظر کشف جدیدی باشد. این ویژگی هم در کاراکتر نسیم و هم در کلیت داستان وجود داشت.
● گریم چقدر به نوع بازی شما کمک کرده بود؟ چون گریم تان خیلی متفاوت با گذشته است.
بسیار زیاد. من جزء بازیگرانی هستم که گریم و لباس روی بازی و حس درونی ام تاثیر می گذارد و خیلی خوشحالم که در دو فیلمی که کاراکتر خاص داشتم آقای مهرداد میرکیانی طراح گریم بود؛ یکی «سالاد فصل» و یکی هم این فیلم.
● با بقیه بازیگران چقدر راحت بودید؟ ظاهراً تا به حال با آنها کار نکرده بودید؟
خیر، تا به حال با این دو عزیز کار نکرده بودم. آقای کامبیز دیرباز بسیار پرانرژی و باانگیزه بودند. آقای گودرزی را هم که قبلاً تعدادی از کارهایشان را از تلویزیون و سینما دیده بودم، بسیار خوب ظاهر شدند. من هم خدا را شکر آدمی هستم که با کسی زیاد مشکل پیدا نمی کنم. همیشه سعی می کنم با بازیگر مقابل بده بستان کاری داشته باشم.
● فیلمنامه اولیه به نظر شما چه نقایصی داشت ؟
من اصولاً آدم رکی هستم و همه این را می دانند. به خاطر اینکه وقتی آدم رک باشد آدم ها تکلیف شان مشخص است. روزی که نسخه اولیه فیلمنامه را خواندم به نظرم اشکالاتی داشت. بعد جلسه یی با آقای حاجی میری و آقای دکتر کریمی (نویسنده فیلمنامه)، خانم موگویی، آقای دیرباز، آقای گودرزی و بقیه دوستان داشتیم، من نگرانی هایم را گفتم. من بیشتر نگرانی ام درباره آقای حاجی میری بود چون از قبل با آقای کریمی صحبت کرده بودیم و تکلیف روشن بود. وقتی با ایشان سر میز مذاکره نشستیم، دیدم که هدف شان این است که یک فیلم با دیدگاه منطقی و درست تولید کنند. سوژه فیلم جای تولید یک فیلم سوء استفاده گرا را داشت که خوشبختانه اینگونه نشد. آقای حاجی میری خیلی منعطف بودند و در طول کار هم به هر حال یکسری نظریات از طرف ایشان می آمد. حتی یک بار به ایشان اعتراض کردم که چرا حضور فیزیکی ندارید و اگر داشتید شاید انتقال ها راحت تر انجام می شد که خب ایشان گرفتار بودند و به هر دلیلی نمی توانستند بیایند. البته ایشان بعدها جوابی منطقی دادند و گفتند من اگر خودم کارگردان نبودم حتماً می آمدم. ایشان با دید کارگردانی شان ممکن بود ایراداتی به نحوه ساخت فیلم بگیرند و حرف شان منطقی بود چون این فیلم را قرار بود آقای کریمی بسازند. اما باز هم به عنوان بازیگر دوست داشتم آقای حاجی میری حضور فیزیکی می داشتند که چه بسا در نتیجه کار تاثیر بهتری می گذاشت.
● به نظر شما نقش نسیم در قصه اول چه چیزهایی کم داشت ؟
کمی خام بود که بعد پخته شد یعنی فهمیدیم نسیم چه پیش زمینه یی دارد. در مجموع شناسنامه نسیم مشخص شد. شناسنامه داشتن کاراکترها خیلی مهم است چون بازیگر آن می تواند راحت تر ایفای نقش کند. البته آن زمان فکر می کردم یکسری سکانس ها هم اضافی است ولی الان متوجه می شوم که چون قصه خیلی لب مرز حرکت می کند، وجود چنین سکانس هایی لازم است.
● برای درآوردن نقش چقدر آزادی عمل داشتید؟
برای اولین بار در این پروژه آزادی عملم کمتر بود. آن لحظه برایم سخت بود. وقتی با آقای کریمی صحبت می کردیم و نظرهای آقای حاجی میری هم به ما می رسید فکر می کردم چرا برای ایفای نقش آزاد نیستم. ولی الان که اینجا نشسته ام و صحبت می کنم فکر می کنم به خاطر متفاوت بودن قصه و لب مرز بودنش لازم بود کمی محتاط عمل کنیم.
● در پروژه های دیگر آزادی عمل بیشتری بهتان می دادند؟ مثلاً سر کار آقای کیمیایی ؟
البته. اصولاً کارگردان ها به بازیگر آزادی می دهند تا بازیگر از خلاقیتش هم استفاده کند. چون اگر بخواهی سفت بگیری اصلاً فیلم درنمی آید. چون به هر حال من به عنوان یک بازیگر ایده و نظر و فکر دارم و می روم می نشینم روی نقش کار می کنم. برایش شناسنامه درمی آورم و با آن همذات پنداری می کنم. من با آقای کیمیایی هم که کار کردم بسیار ایشان انعطاف داشتند و صحبت ها را قبول می کردند. الان هم که سر کار آقای حاتمی کیا هستم بسیار ایشان منعطف هستند و خیلی خوب حرف ها را گوش می دهند. تا الان که مشکلی نداشتم.
● یک ویژگی کار حاتمی کیا دورخوانی های قبل از کار است. چقدر به شما کمک می کند؟
بله. خیلی متفاوت است. ما دورخوانی فراوانی داریم. سر صحنه هم که می رویم اول تمرین می کنیم و همه چیز مشخص می شود و بعد فیلمبرداری آغاز می شود. این خواست خود ایشان است و به من مهناز افشار هم بسیار کمک می کند.
● «انعکاس» چه جایگاهی در کارنامه بازیگری شما دارد ؟ فکر می کنم بیستمین فیلم تان باشد.
بله. فکر می کنم کم کار نکرده ام. من دوازده، سیزده سال است که دارم در سینما کار می کنم. هیچ توقعی هم ندارم و در سینما سقفی نمی بینم. بدون هیچ ادا و غروری کار می کنم و سعی می کنم اطلاعات و دانشم را بیشتر کنم. ورزش می کنم، کتاب می خوانم و فیلم می ببینم. انتقادها را هم می پذیرم و نظرها را می شنوم. درباره «انعکاس» هم فکر می کنم نتیجه کار را مردم باید مشخص کنند. ما بازتابش را از مردم و منتقدانی که بدون غرض ورزی نظر می دهند باید بگیریم و آن وقت خواهیم فهمید که «انعکاس» چطور فیلمی است.
● اولین کارتان سریال «گمشده» بود که ظاهراً الان هم دارد دوباره پخش می شود؟
بله. مجموعه «گمشده» بود که البته الان پخش اش تمام شده.
● دهه ۷۰ دهه شروع کار و تثبیت شما بود با فیلم های «نگین»، «شور عشق» و «شیرهای جوان». در اوایل دهه ۸۰ به عنوان ستاره کاملاً جا افتادید و فیلم هایتان تا سال ۸۵ فروش خوبی کرد. فکر می کنم از سال ۸۶ کم کم دارید به سمت تجربه های متفاوت پیش می روید.
بعضی ها به من می گویند بازیگر تجاری ، اما به نظر من هیچ اشکالی ندارد که یک بازیگر فیلمی ارزشمند در کارنامه اش داشته باشد که باعث رونق سینمای ایران هم بشود. این یک حسن است و کسی نمی تواند ایراد بگیرد چون اگر سینما رونق نداشته باشد کسی فیلم نمی بیند تا بعدش فیلم های ارزشمند هم تولید شود. ولی این را قبول دارم که من بازیگر، اگر فیلم پرفروشی دارم باید حتماً فیلم باارزشی هم باشد و حرفی برای گفتن داشته باشد. خب به هر دلیلی آدم اشتباه هم می کند. اوایل کار هم ممکن است یکسری فیلم ها در کارنامه ام باشد که به دلیل کم تجربگی و اینکه می خواستم وارد سینما بشوم و تجربه کسب کنم بازی کرده ام. من در دبیرستان علوم تجربی خوانده ام و بعد ادامه تحصیل دادم و تدوین خواندم. یعنی الکی وارد سینما نشدم. با یک دیدگاه وارد شدم. بعد هم کلاس های بیان آقای سمندریان را رفتم. کتاب خواندم و فیلم دیدم و تمرین کردم. به هر حال هر فیلمی تجربه یی بود برای فیلم بعدی. ممکن است فیلم هایی در کارنامه من باشد که من از نتیجه اش اطلاع نداشتم و خوب درنیامده باشد آن هم به هزار دلیل. الان که فکر می کنم، می بینم هر انتخابی که کرده ام آن لحظه دلیلی برای خودش داشته و دوست داشته ام. تمام فیلم هایی که در کارنامه ام هست به خاطر وقت و انرژی که برایش گذاشتم برای من قابل احترام است چه بسا که ممکن است بعضی هایشان هم نتیجه خوبی نداشته باشند.
● از جایگاهتان در سینما راضی هستید؟
الان که از جایگاه خودم راضی نیستم. نه شعار است و نه ادا و اصول. ضمناً نمی دانم چرا یک عده با من مشکل دارند و دوست ندارند مهناز افشار ترقی کند…
● چه کسانی؟ از بین سینماگران یا مردم ؟
مردم که نه. بالاخره هر کسی را عده یی دوست دارند و عده یی نه. در خود سینما منظورم است. من فکر می کنم کارهای متفاوتی کرده ام. اگر «شور عشق» را بازی کردم یا «خاکستری» و «نگین»، همزمان «کارگران مشغول کارند » را هم دارم یا فیلم هایی مانند «چه کسی امیر را کشت ؟»، «آتش بس» یا «سالاد فصل». وقتی نگاه می کنم، می بینم که بیشتر کاراکترهایی که کار کرده ام متفاوت هستند و هیچ کدام یک مدل نیست. برخی کم لطفی ها آدم را سرد می کند. البته شاید هم تقصیر خودم باشد. ممکن است روند کاری ام را درست انجام نداده باشم. یک کار خوب انجام داده ام و بعدش یک کار ضعیف کرده ام و آدم ها مانده اند که بالاخره مهناز افشار تکلیفش چیست؟ می خواهد فیلم خوب بازی کند یا نه ؟ می توانم بگویم که خودم هم تقصیر داشته ام. اما به هر حال از انتخاب کارهایم خیلی ناراضی نیستم برای اینکه سعی کردم کاراکترهای متفاوتی را تجربه کنم و امیدوارم بتوانم کارهای بهتری انجام دهم.
● فکر می کنید چرا سایه «شور عشق» هنوز بالای سرتان هست و از بین نمی رود؟
علت دارد. برای اینکه «شور عشق» فیلمی بود که برای بار اول در سینمای ایران درباره یک دختر و پسر جوان ساخته شد و برای خیلی ها بت شد. این مضمون در آن زمان خیلی مهم بود اما شاید اگر الان ساخته شود، دیگر استقبالی از آن صورت نگیرد. این فیلم چون سکوی پرتابی برای من و آقای رادان بود خیلی ها ما را هنوز هم به این دو فیلم وصل می کنند. به نظر من در هر صنفی، هر کس یک استارت و یک سکوی پرتاب دارد و البته این نقطه استارت همیشه در پرونده اش هست. حالا یا می تواند خیلی قوی باشد یا خیلی ضعیف. به هر حال آدم ها بک گراندشان را نمی توانند پاک کنند. من هم خوشحالم که بک گراند بدی ندارم. «شور عشق» هم خیلی فیلم بدی نبوده. . .
● البته تنها زرشک سینمای ایران هم نصیب این فیلم شد…
بله و اتفاقاً من خیلی از این بابت خوشحالم. به نظرم فیلم دیده شد. چرا مراسم اعطای زرشک زرین فقط یک سال انجام شد و فقط هم به «شور عشق» داده شد و تمام؟
● سکوی پرتاب شما و بهرام رادان با هم بود. بهرام رادان عامدانه رفت به سمت تجربه گرایی و این باعث شد کارنامه قابل اعتنایی داشته باشد و دو سیمرغ هم بگیرد. اما با این وجود او دیگر جایگاه یک استار را در سینمای ایران ندارد. اما شما انتخاب هایتان طوری بوده یا پیشامد این بوده که جایگاهتان را به عنوان استار تثبیت کرده اید. فکر می کنید این عامدانه بوده یا اینکه شرایط شما را پیش برده؟
نمی دانم این حرفی که می زنم در این زمانه درست است یا نه. ممکن است به نظر عده یی خنده دار بیاید. اما من به شدت به سرنوشت اعتقاد دارم. البته در کنارش تلاش و تفکر و بینش درست را در نظر دارم. به هر حال درباره هر فیلمی فکر می کردم و تصمیم می گرفتم و انتخاب می کردم اما معتقدم که سرنوشت من این طور رقم خورده و دارم در مسیری هدایت شده در کائنات حرکت می کنم. خداوند من را در این مسیر گذاشته و بعد هم به مهناز افشار گفته که خب حالا خودت چقدر توان و دانش داری ؟
● خودتان کدام را بیشتر می پسندید؛ جایگاه یک استار یا یک بازیگر تجربه گرا با نقش های متفاوت؟
من هردویش را در کنار هم می پسندم.
● این ممکن هست ؟
بله. نمی خواهم بگویم این اتفاق برای من افتاده اما می خواهم بگویم سعی کردم فیلم هایی را بازی کنم که مردم دوست داشته باشند و از آن استقبال کنند و در عین حال آدم های اهل فکر بدون غرض ورزی از آن تعریف کنند. برای من ارزشمند است که یک کارگردان یا نویسنده یا خبرنگار و آدم هایی که اهل فکر هستند بگویند خانم افشار فلان کارتان چقدر خوب بود. پس یعنی من آن مسیر را هم تجربه کرده ام.
● فکر می کنید مهناز افشار وقتی می رود در فیلم هایی مثل «چه کسی امیر را کشت» یا «کارگران مشغول کارند» بازی می کند، به خاطر قابلیت های بازیگری اش است یا به خاطر استار بودن او را انتخاب می کنند تا فیلم بیشتر دیده شود؟
در مورد فیلم «کارگران مشغول کارند» آقای مانی حقیقی به من گفتند وقتی بازی من در «سالاد فصل» را دیدند، خوش شان آمد و خواستند من در فیلم شان حضور داشته باشم. در مورد «سالاد فصل» هم من قبلش فیلم خیلی شاخصی نداشتم و اگر توجه خاص آقای جیرانی و حتی اصرارهای آقای شریفی نیا نبود این اتفاق نمی افتاد. جا دارد که از هر دویشان تشکر کنم.
● در این چند سال دو، سه نقش دو بازی کردید که خوب اما خطرناک بود…
بله بسیار خطرناک بود و می توانست من را کاملاً به گوشه یی پرتاب کند. اما خوشبختانه نتیجه این کارها خوب از آب درآمد.
● چطور شد که برای «سالاد فصل» انتخاب شدید؟
در فیلم «خاکستری» آقای جیرانی را در اتاق تدوین می دیدم. همیشه سبک آقای جیرانی را دوست داشتم و البته الان هم دوست دارم. گفتم بالاخره اتفاق به وقتش خواهد افتاد. گذشت و آقای شریفی نیا گفتند آقای جیرانی می خواهند فیلم بسازند و من رفتم و قسمت شد که بازی کنم. وقتی فیلم تمام شد آقای جیرانی گفتند خیلی خوب بودی و شاید من باید این نقش را گسترش می دادم.
● بازی در «چه کسی امیر را کشت» چگونه پیش آمد؟
یادم است که از طرف آقای کرم پور فیلمنامه یی به من رسید که بخوانم. دیدم خیلی کار نویی است، عوامل و بازیگران خیلی خوبی هم دارد. البته برای بازی در این فیلم واقعاً خیلی ترس داشتم چون فکر می کردم مهناز افشار میان این همه بازیگر پیشکسوت و بزرگ چه می خواهد بکند؟ ولی بعد دیدم چه محک خوبی است. آدم به خودش می گوید سعی کن کم نیاری و خیلی خوب باشی. هیچ وقت لطف آقای شکیبایی را یادم نمی رود که من را دیدند و گفتند وقتی سالاد فصل را دیدم، متوجه شدم از نوک پا تا نوک موهایت بازی می کنی. اصلاً باور نمی کردم آقای شکیبایی این حرف را به من بزند. چقدر خالص و چقدر بی عقده و بزرگوار. این حرف را حتی اگر ایشان فقط برای خوشحال کردن من گفته باشد به من انرژی می دهد و برای من خیلی ارزشمند است. یکسری دوستان در سینما به من کم لطفی کردند اما خدا را شکر دوستانی هم داشتم که به من کمک کردند در سینما بمانم. فیلمنامه «چه کسی امیر را کشت؟» را که خواندم، آقای شکیبایی هم آنجا بودند و دوست داشتم باز هم با ایشان کار کنم. البته با هم بازی نداشتیم ولی نقش عجیب و متفاوتی بود. من همیشه دوست دارم نقش های متفاوت و عجیب و غریب بازی کنم. مثلاً آرزویم این است که نقش آنتونی کویین در گوژپشت نتردام را بازی کنم.
● خب اینکه هیچ وقت امکان پذیر نخواهد بود…
عیب ندارد. نقش زنش را که می توانم بازی کنم، (می خندد) متاسفانه در سینمای ایران یا باید نقش دیوانه یا معتاد را بازی کنی تا دیده شوی. هیچ وقت نقش های رئال دیده نمی شوند، در صورتی که در سینمای جهان نقش های رئال جایگاه ویژه یی دارند.
● خیلی از بازیگران به خصوص خانم ها به سمت تجربه های دیگری در سینما مانند کارگردانی رفته اند. شما چنین قصدی ندارید؟
فعلاً قصد کارگردان شدن ندارم. ورود به هر رشته یی تخصص و تجربه می خواهد اما چون قبل از بازیگری تدوین خوانده ام و کارهای فنی را هم دوست دارم، شاید یک روز با اجازه استادان به سمت فیلمبرداری بروم یا با اجازه تهیه کنندگان، تهیه کننده شوم. البته یک قصه کوتاه هم دارم که بدم نمی آید آن را بسازم. این قصه از باورهای خودم ناشی شده و شاید محک خوبی برایم باشد.
آن زردي و سرخي كه درآن مي بيني زردي رخ عاشق است و سرخي رخ دوست...
آن دوست كه بي وفاست دشمن به از اوست آن نقره كه بي بهاست آهن به از اوست....
اي عشق
اينگونه به خاك ره ميفكن ما را
ما در تو به چشم دوستي مي بينيم
اي دوست مبين به چشم دشمن ما را ...
غنچه و گل
گل به خنده گفت زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه وگل از درون باغچه باز هم به گوش می رسد...
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هر چه باشد او گل است گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!
مثله خوردنه یك فنجان قهوه گرم ، زیر برفه ،
درسته كه هوارو گرم نمی كنه ولی تو رو دل گرم می كنه .
بعضیها...
|
موضوع: طنز | |
|
یاهو تصمیم گرفته کاربرای ایرانی رو سرویس کنه. یعنی دیگه براشون سرویس نده. اگه میخوای همچنان با یاهومسنجر چت کنی، آیدی سه نفر رو از توی ادلیستت پاک کن و آیدی manyemongolam رو اد کن. بعد سه بار پشت سر هم بگو «منگلترازمنچهکسیخنگولترازمنچهکسی» و این پیام رو برای هیژده نفر بفرست. Yahoo wants servicing Iranian users. Meaning never servicing after. If you want chat Yahoo messenger, delete 3 ID from your addlist and add manyemongolam. After 3 times say "whoIsMongolerThanMeWhoIsKhengoulerThanMe" and send this payam to 18 persons. You are Madyoun if you don't send. No man. Very Marefatless. Send your mom's body. And if you everyday head to osyan.net and read its posts, after 3 years you will f* Shoovar or get Woman and will solve all of your problems. If you don't f* this job, from Yahoo comes and criclemil press to your leg and everyday head of alley wooding you. After 2 years your eyes will be left and baby of girl of aunt of bigmother of your friend will born eyeless and you get AIDS. Send this payam to 18 persons and wait for a good news. This is important payam that self of Mr. Selicon Vali from member of heyat management of Yahoo wrote at Microsoft site. To God. | |

شعری که در حاشیه این مانتو نوشته شده از مولاناست با این مضمون:
پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد
جان و دل عاشقان زتو شادان باد
آنکس که تو را بیند و شادی نکند
سر زیر و سیه گلیم و سرگردان باد
این خانوم که می گه طراح لباس مادرم بوده
منبع دیجیتال تروریست


به گزارش عصر ایران این خبرگزاری می نویسد: “ناصر چندان اعتقادی به حکومت اسلامی ایران نداشت تا زمانی که بابت تبدیل شدن به یک زن کمک مالی دریافت کرد.”
خصوصیات این فرد از دوران کودکی با سایر همسن و سالان پسر متفاوت بود به نحوی که لباس های زنانه عمه خود را دزدکی برمی داشت و حتی آرایش می کرد.
در سن 14 سالگی ناصر به والدین خود گفت می خواهد جنسیتش را تغییر دهد: “متوجه شدم که مشکل دارم و احتیاج داشتم این مشکل را از طریق عمل حل کنم.”
ناصر که اکنون 18 ساله است و اخیرا تحت عمل جراحی تغییر جنسیت قرار گرفته می گوید: “در یک کلینیک جنوب شهر تهران تحت عمل قرار گرفتم و دو روز بعد به زنی با نام «هستی» تبدیل شدم.”
وی در خصوص اقدامات دولت درباره تغییر جنسیت معتقد است: “حتی اگر مطالب منفی زیادی درباره دولت گفته شود اما اقداماتی هم توسط آن صورت گرفته که مثبت است.”
براساس این گزارش هرچند در ایران میان زنان و مردان تبعیض وجود دارد و همجنس بازان با مجازات مرگ روبرو می شوند اما دولت قصد دارد امسال 6 میلیارد ریال معادل 647 هزار دلار برای کمک به عملیات تغییر جنسیت هزینه کند.
“مهدیس کامکار” یک روان شناس در تهران که با افراد دوجنسی سر و کار دارد معتقد است: “سیاست ها آنگونه که به نظر می رسد متناقض نیستند چرا که در جوامع سنتی فشار بیشتری برای پیروی از نقش های جنسی متعارف وجود دارد.”
وی افزود: “در فرهنگ های بسته یک فرد دوجنسی ترغیب می شود تا مسائلی را روشن کند که ابتدا از ظاهر فرد آغاز می شود.”
کامکار خاطرنشان کرد: “پوشیدن لباس جنس مخالف یا رفتار کردن همانند وی به حد کافی برای فرد دوجنسی رضایت بخش نیست.”
برپایه این گزارش “هستی” در یک خانواده مذهبی رشد کرده و از کودکی با پوشیدن لباس زنانه، آرایش و فر دادن موهای خود والدینش را متعجب کرده است.
در سن 14 سالگی وی از یک مدرسه پسرانه در مشهد واقع در شمال غربی ایران اخراج شد تنها به این خاطر که رفتارش “غیراخلاقی” به نظر می رسید.
“هستی”با مشاهده مقاله ای در یک مجله محلی مطالب بیشتری درباره افراد دوجنسی یاد گرفت. وی سپس همانند بسیاری از ایرانیان برای یافتن پاسخ سئوالات خود که معمولا در خانه مورد بحث قرار نمی گیرد به اینترنت رجوع کرد.
هستی می گوید: “قبلا فکر می کردم یک همجنس باز هستم اما خوشبختانه اطلاعات زیادی به دست آوردم و متوجه شدم که در این حالت قرار ندارم.”
چهار سال طول کشید تا هستی جنسیت خود را تغییر دهد. وی در مغازه پوشاک دایی خود و سپس در یک کارخانه مشغول به کار شد تا پول کافی برای انجام عمل را پس انداز کند.
هستی در سن 15 سالگی چهارده ماه آزمایشات پزشکی و روانکاری را پشت سر گذاشت تا مطمئن شود که دارای شرایط لازم برای تغییر جنسیت است.
در اردیبهشت 85 گروهی از پزشکان اجازه عمل جراحی را صادر کردند.
“معصومه” مادر “هستی”در این باره گفت: “خیلی مشکل بود، هر شب دعا می کردم: خدایا! لطفا اجازه نده که این مساله رخ بدهد. اجازه بده که وی (ناصر)، پسر باقی بماند.”
هستی از سازمان دولتی بهزیستی تقاضای کمک مالی کرد و در آبان ماه امسال این سازمان 35 میلیون ریال جهت عمل جراحی پرداخت کرد.
خانواده هستی سرانجام با درخواست وی موافقت کرد و پدرش تنها یک شرط پیش روی او گذاشت: “هستی باید چادر بپوشد.”
معصومه که خود نیز همواره چادر بر سر می گذارد اظهار داشت: “قبلا زمانی که هستی آرایش می کرد و بیرون می رفت خیلی در عذاب بودم چونکه فکر می کردم مردم با دید بدی به وی نگاه می کنند.”
عمل جراحی هستی که شامل بیرون آوردن اندام های تناسلی مردانه و جایگزینی آن با اندام زنانه بود 9 ساعت به طول کشید.
“بهرام میر جلیلی”، دکتر وی یکی از 10 جراج برجسته تغییر جنسیت در ایران است.
دکتر میرجلیلی می گوید: وی در طول 12 سال گذشته بیش از 460 عمل جراحی را انجام داده است.
به نوشته بلومبرگ ایران در سال 1984 تحت یک فرمان صادره توسط آیت الله روح الله خمینی اینگونه عمل های جراحی را مجاز اعلام کرد.
“محمد مهدی کریم نیا”، یک روحانی که رساله ای در خصوص “حقوق و وظایف ترانس سکشوال ها” به رشته تحریر درآورده می گوید: “دولت افراد دوجنسیتی را به عنوان افرادی تلقی می کند که در یک جنس اشتباه «گرفتار» شده اند.”
سازمان بهزیستی ایران در حال بررسی 16 تقاضای کمک مالی از سوی افراد دوجنسی است.
حسن موسوی چالاک ، رییس دفتر امور آسیب دیدگان سازمان بهزیستی گفت: “افراد ترانس سکشوال و دوجنسی مورد نکوهش قرار ندارند، بلکه آنها همچون هر شهروند دیگری دارای حقوق هستند.”
اما به گفته کریم نیا، کتاب قرآن، همجنس بازی را محکوم و این اقدم را به عنوان یک “انحراف اخلاقی” توصیف می کند.
هستی می گوید: در زمانی که پسر بوده چند بار به دلیل پوشیدن لباس های جین تنگ در خیابان بازداشت شده است: “ترجیح می دهم در گرمای تابستان با چادر بیرون بروم تا آنکه به عنوان یک همجنس باز محسوب شوم.”
وی ادامه می دهد: “خودم را از جامعه و از تصور مردم نسبت به خود آزاد کرده ام.”
هستی اکنون در حال برنامه ریزی برای زندگی جدید خود به عنوان یک «زن» است: “کاملا از نظر ذهنی آماده ازدواج هستم.”
لوسيانو آپارسيدا كونسيسائو اولين دختر بچه جهان كه بيست سال قبل داروهاي ضد ويروس اچ آي وي دريافت مي كرد اينك نوزادي سالم و عاري از اين بيماري مهلك به دنيا آورده است. تولد اين نوزاد روز گذشته در مجموعه بيمارستاني شهر سوروكابا واقع در 88 كيلومتري سائو پائولو برزيل گزارش شد. لوسيانه و همسرش دانيل مارتينز هيجان زده از اين موضوع فرزند سالم خود را كه با وزني معادل سه كيلو و 40 گرم به دنيا آمد آنا ويكتوريا نام گذاشتهاند.
مادر آنا ويكتوريا خود مبتلا به آچ آي وي به دنيا آمد و در تمام زندگي تحت درمان و مراقبت هاي پزشكي بوده است
خبرگزاری فارس

خانم ری نی ویلیامز Renee Williams هنگامی که وزنش به ۴۴۵ کیلوگرم رسید جهت کاهش وزن مورد عمل جراحی کوچک کردن معده gastric bypass قرار گرفت . اما ۱۲ روز بعد درگذشت.
وی که۲۹ سال داشت هنگامی که بقدری بزرگ شده بود که قادر به در اغوش گرفتن دو فرزندش نبود از پزشکان درخواست این عمل را کرده بود .
خانم ویلیامز بقدری بزرگ شده بود که برای عمل جراحی پزشکان مجبور به ساخت تختی خاص و عریض بودند. عمل موفقیت امیز بود اما دو هفته پس از عمل در حالیکه ۲۵ کیلوگرم از وزنش کم شده بود بر اثر حمله قلبی ناگهانی درگذشت.
ری نی از همان کودکی برای کاهش وزن خود تلاش می کرد اما در ۱۲ سالگی کاملا فربه شده بود .وی در ۱۵ سالگی ازدواج کرده و در ۱۶ سالگی در حالیکه ۱۹۰ کیلوگرم وزن داشت اولین فرزندش را به دنیا اورد .ری نی هنگام تولد دخترش به وزن ۲۲۳ کیلوگرم رسیده بود .
در سال ۲۰۰۳ وی دچار یک سانحه تصادف برخورد با یک اتومبیل شد که منجر به شکستگی پایش شد که پس از ان دیگر قادر به راه رفتن نبود.وی که پس این بستری شدن اشتهایش هم بیشتر شده بود تا جایی پیش رفت که به گفته دختر ۱۳ ساله اش که در مرگ مادرش شوکه شده است وی تا ۸ برگر در یک وعده غذایی می خورده است .
ترافیک ؟؟؟ انقدر منظم؟؟

اینم از ترافیک تهران....


ششهای لاستیکی که با فیلتر هایی درون انها ساخته شده اند به مرور زمان با کشیدن از دود سیگار تیره و سیاه می شوند و با نمایش دادن اثر سیگار بر ششهای واقعی به فرد سیگاری هشدار می دهند
نوکیا ۸۸۸ جدیدترین محصول معرفی شده توسط شرکت نوکیاست.همانطور که در تصویر می بینید قطرش بسیار نازکه و به راحتی خم میشه و مثل دست بند به دست وصل میشه.همینطور میشه اونو مثل یه کلیپس به لباس وصل کرد.از بارز ترین ویژگی هاش وزن کم و انعطاف بسیار زیادشه.البته این گوشی هنوز توی بازار نیمده و فقط نمونه آزمایشی اون ساخته شده.این گوشی قابلیت تشخیص هویت از روی صدا,GPS صفحه نمایش لمسی و بدنه ای بسیار انعطاف پذیر دارد.پیشبینی شده که با ورود این گوشی به بازار هیچکس دیگه حاضر به استفاده از گوشی های قدیمی نیست.اگه بیاد تو بازار اولین نفر خودم می خرمش واقعا چیز باحالیه.یه کلیپتوی این لینک هست که طرز کار این گوشی رو نشون میده ----> کلیپ نوکیا 888



آهنگی برای سربازیکه در بازی سپاهان و پیروزی کور شد
آهنگ جدید و زیبای سین سین و سینا منفی و اکل به نام نفرین کن که برای سربازی خوندن که تو بازی پرسپولیس و سپاهان کور شد

برای دانلود بر روی لینک زیر راست کلیک کنید و Save Target As رو بزنید


"جن" چنانكه از مفهوم لغوى اين كلمه به دست مى آيد، موجودى است ناپيدا، و در قرآن مشخصات زيادى براى او ذكر شده، از جمله اينكه:
1ـ جن موجودى است كه از آتش آفريده شده، بر خلاف انسان كه از خاك آفريده شده است. «وخلق الجان من مارج من نار»(الرحمن/15)
2ـ داراى علم و ادراك و تشخيص حق از باطل، و قدرت منطق و استدلال است.(آيات مختلف سوره جن)
3ـ داراى تكليف و مسؤوليت است.(آيات سوره جن و سوره الرحمن)
4ـ گروهى از آنها مؤمن صالح، و گروهى كافرند. «و إنا منا الصالحون و منا دون ذلك»(جن/11)
5ـ آنها داراى حشر و نشر و معادند. «وأما القاسطون فكانوا لجهنم حطبا»(جن/15)
6ـ آنها قدرت نفوذ در آسمانها و خبرگيرى و استراق سمع داشتند، و بعدا از اين كار منع شدند و قدرت خود را از دست دادند. «و إنا كنا نقعد منها مقاعد للسمع فمن يستمع الان يجد له شهابا رصدا»(جن/9)
7ـ آنها مي توانند با بعضى انسانها ارتباط برقرار كنند، و با آگاهى محدودى كه نسبت به بعضى از اسرار نهانى دارند، به اغواى انسانها بپردازند. «وإنه كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا»(جن/6)
8ـ در ميان آنها افرادى يافت مى شوند كه از قدرت زيادى برخوردارند، همانگونه كه در ميان انسانها نيز چنين است. «قال عفريت من الجن أنا آتيك به قبل أن تقوم من مقامك» يعني يكى از گردنكشان جن به سليمان گفت من تخت ملكه سبا را، پيش از آنكه از جاى برخيزى، از سرزمين او به اينجا مى آورم.(نمل/39)
9ـ آنها قدرت بر انجام بعضى كارهاى مورد نياز انسان را دارند. «... و من الجن من يعمل بين يديه بإذن ربه ... يعملون له ما يشاء من محاريب و تماثيل و جفان كالجواب...» يعني گروهى از جن پيش روى سليمان به اذن پروردگار كار مى كردند، و براى او معبدها، تمثالها، و ظرفهاي بزرگ غذا تهيه مى كردند.(سبا/12-13)
10ـ خلقت آنها در روى زمين قبل از خلقت انسانها بوده است. «و الجان خلقناه من قبل»(حجر/27)
ويژگيهاى ديگري هم مي توان با جستجوي در قران و روايات از جن و جنيان بدست آورد. بعلاوه از آيات قرآن به خوبى استفاده مى شود كه، بر خلاف آنچه در افواه مردم عوام مشهور است كه آنها را "از ما بهتران" مى دانند، انسان نوعى است برتر از جن؛ به دليل اينكه تمام پيامبران الهى از انسانها برگزيده شدند، و اين اجنه بودند كه موظف به ايمان به پيامبر اسلام و تبعيت از او شدند. اصولا واجب شدن سجده در برابر آدم(ع) بر شيطان، كه بنا به تصريح قرآن در آن روز از بزرگان طايفه جن بود (كهف/50)، دليل بر فضيلت نوع انسان بر نوع جن مى باشد
کلیپشو بزودی براتون میزارم. در مورد عکساش نظر بدید تا بعد...
Age ye bar dige smsm bedi (J.E.R.E.T) midamJ: joonamo
E: eshghamo
R: roohamo
E: ehsasamo
T: tamame zendegimo behet midam
ميدوني بزرگ ترين درد دنيا چيه؟
اينه كه بفهمي پناه لحظه هات يه پناه گاه ديگه داره . . .
يه نقطه ي امن ، يه گوشه ي دنج ، يه جاي پايدار تو دلت بذار كنار.
منو اونجا بايگاني كن
اما فراموشم نكن . . .
به چا مشغول كنم ديده و دل را؟
دل تو را مي طلبد
ديده تو را مي جويد . . .
اگه فکر میکنی میتونی با یک اس ام اس گل لبخندی گوشه لب یک غمگین بکاری٬ دریغ نکن. اگه فکر میکنی که آغوشت میتونه گرمای محبت رو به یک کودک یتیم ببخشه٬ دریغ نکن. اگه فکر میکنی... دریغ نکن
وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد
فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
آموخته ام که نمی توانم احساسم را انتخاب کنم، اما می توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم
همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند، اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستید
رکه چاق بوده میخواسته ماشین پژو 206 بخره. میره پشت فرمان بشینه ماشین رو امتحان کنه، میبینه جا نمیشه، میاد پایین به یارو فروشنده میگه: این ماشین که یک کمی تنگه، یک شماره بزرگتر، پژو 207 ندارین؟
از یه ترکه می پرسن که برای بستن یک لامپ به چند نفر ترک احتیاج داری؟ می گه 3 نفر می گن چرا 3 نفر ؟ میگه: یه نفر میره بالا نردبون لامپ رو بگیره .. دو نفر هم از پایین، نردبون رو بچرخوونند
یاد گرفتم که : 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند. 2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند . 3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود . 4. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم
نخ داخل شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟شمع جواب داد مگه ميشه كسي كه تو قلبمه بسوزه و من اشك نريزم
اي آف برو پيش اوني که بهش فکر مي کنم يکي بزن تو سرش برگرد بيا با هم بخنديم
قزوينيه رو ميندازن زندان به هم سلوليش مي گه : جرمت چي بوده ؟ با پير بودي ؟ مي گه نه! با جوون بودي ؟ مي گه نه! با بچه بودي ؟ مي گه نه! بابا من جرمم سياسي ... مي گه اوووووووف با رهبر ؟؟؟
یادمان باشد خطوط قلبمان را زیاد اشغال نکنیم شاید خدا پشت خط باشد
يك گروه احمدي نژاد را گروگان ميگيرند: يا 1 ميليارد تومان بدين يا با بنزين آتشش ميزنيم. مردم ميرن كمك جمع كنند. يكي ميپرسه: تا حالا چقدر جمع كردين؟ ميگند: 40 مليون ليتر
از اونجا که شتر در خواب بیند پنبه دانه ،گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه، وظیفه خود دونستم بیدارت کنم آخه داشتی بالشو می خوردی
برای انسانهای بزرگ هیچ بن بستی وجود ندارد ، زیرا آنان بر این باورند كه : یا راهی خواهم یافت و یا راهی خواهم ساخت
هميشه سعي كن مثل سنگ توالت با مردم آنقدر رو راست باشي تا هر چي تو دلشونه برات خالي كنن
فرماندار رشت قول داده در سال جديد 90 درصد نوزادان رشت توليد داخل باشند
با توجه به اينکه « انرژي هسته اي حق مسلم ماست ولي فعلا گازمان قطع شده است» و با عنايت به اينکه قرار بود يک سال پس از رياست جمهوري نفت سر سفره مردم بيايد، اما دو سال پس از آن بنزين از سفره مردم حذف و سه سال بعد يعني امسال نيز گاز قطع شده است، از کليه ملت بدون گاز ايران درخواست مي شود، براي گرم کردن تنور انتخابات فعلا از هيزم استفاده کنند
امروز روز جهانی خوشتیپ هاست. تو هم مثل من این اف رو برای کسی بفرست که میدونی کسی بهش تبریک نمیگه
زندگی سخت است اما هیچگاه به آن اقرار مکن.
اگر میخواهید بدانید این صد چهره مشهور چه ماشینی سوار میشوند، این فهرست را از دست ندهید
1- محمدرضا گلزار --- BMW
2- محمدرضا شریفی نیا --- زانتیا و سیناد
3- تهمینه میلانی --– پرادو
4- مسعود ده نمکی --– پژو 206
5- پرویز پرستویی –-- پرشیا
6- بهرام رادان --– لندکروزر
7- پوریا پورسرخ --– پاترول
8- علی لهراسبی --– پرادو
9- کامبیز دیرباز –-- کوراندو
10- محمد اصفهانی --– تویوتا کمری و سوناتا و پژو 405
11- سید جواد هاشمی --– آزرا
12- فیروز کریمی –-- آزرا
13- امین حیایی –-- رنج رور
14- نفیسه روشن –-- رنو PK
15- حسین رضازاده –-- ماکسیما
16-رضا رشیدپور --– تویوتا کمری
17- محمدرضا فروتن --– پژو 206
18- نیکی کریمی –-- پاترول
19- شهاب حسینی --– ریو
20- محمود شهریاری --– ماکیسما و ماتیز
21- طناز طباطبایی --– اپل کورسا
22- امین تارخ --– پرادو
23- مهدی سلوکی –-- پرشیا
24- حمید گودرزی --– سانتافه
25- حسن پورشیرازی –-- مگان
26- حامد کمیلی –-- پاترول
27- حمیدرضا پگاه –-- پژو 206
28- حسین رفیعی –-- رونیز
29- رضا صادقی --- پژو 206
30- سعید راد --- کوراندو
31- زیبا بروفه --- پژو 206
32- حسن جوهرچی --- پژو 206
34- علی نصیریان --– ورنا
35- پانته آ بهرام --- پراید
36- مریلا زارعی --- سمند
37- رضا کیانیان --- پاترول
38- کاوه سماک باشی --- پرشیا
39- امیر نوری --- پرشیا
40- ابوالفضل پورعرب --- پرشیا
41- امیر تاجیک --- زانتیا
42- جواد رضویان --- سوزوکی و پژو 206
43- رامتین خداپناهی --- پژو 206
44- امیر جعفری --- پرادو
45- مجتبی کبیری --- پرشیا
46- علیرضا دبیر --- پژو 206
47- علی دایی --- بنز و پرادو
48- نیوشا ضیغمی --- پژو 206
49- باران کوثری --- سمند
50- احسان خواجه امیری --- مزدا 323
51- شاهین آرین --– سوناتا
52- اشکان خطیبی --- پژو 206
53- حمید لولایی --- دوو سی یلو
54- مهران مدیری --- پرادو
55- حمید عسگری --- GEN2
56- بروز ارجمند --- مزدا 323
57- مسعود روشن پژوه --- پرادو
58- حسام الدین سراج --- پژو 206
59- بهروز افخمی --– پژو 405
60- احمدرضادرویش --- پژو 405
61- محمد سلوکی --- پژو 405
62- احسان علیخانی --- پژو 405
63- مسعود کیمیایی --- مرسدس
64- مجید اخشابی --- پرشیا
65- قاسم اقشار --- ماکسیما
66- جمشید مشایخی --- پژو 405
67- رضا عطاران --- پژو 206
68- مجید صالحی –-- پرشیا
69- محمد نصرتی --– ماکسیما
70- ایرج نوذری –-- پژو 206
71- مریم کاویانی --- پژو 206
72- علیرضا نیکبخت واحدی --- BMW
73- نگار فروزنده --- دوو سی یلو
74- شیث رضایی --- بنز
75- سپند امیرسلیمانی --- پژو 206
76- عاطفه نوری --- ماتیز
77- مهسا کرامتی --- پراید
78- مهدی مقدم--- دوو سی یلو
79- عبدالرضا اکبری --- پژو 206
80- علیرضا خمسه --- مزدا 323
81- عادل فردوسی پور --- زانتیا
82- گلشیفته فراهانی --- پرادو
83- بهزاد فراهانی --- پژو 405
84- جهانگیر کوثری --- پرشیا
85- رخشان بنی اعتماد --- ماتیز
86- مهتاب کرامتی --- پژو 206
87- اکبر عبدی --- گل
88- سیروس مقدم --- پژو 206
89- حسین یاری --- تویوتا کمری
90- خسرو شکیبایی --- پژو 206
91- آرام جعفری --- پژو 206
92- یکتا ناصر --- پژو 206
93- حسام نواب صفوی --- مگان
94- مهدی امینی خواه --- پژو 206
95- فرزانه کابلی --- پژو 206
96- لیلا اوتادی --- دوو سی یلو
97- حمید ماهی صفت --- اپل کورسا
98- فرزاد حسنی --- ماشین ندارد
99- افشین قطبی --- سوزوکی
100- ناصر حجازی --- سوزوکی
101- علی پروین --- ماکسیما
102- امیر قلعه نوعی --- بنز و پژو 405
قانون عشق: يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ... چون يك چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود

تركه از تاكسي پياده ميشه درو محكم مي بنده مي گه پدر سگ خودتي. راننده مي گه من كه چيزي نگفتم. تركه مي گه بعدا كه مي گي
به ترکه می گن خوابیده آب نخور عقلت کم می شه!می گه عقل چیه؟می گن هیچی بابا آبت رو بخور
مرد خوب تو دنيا مثلا دايناسوره که نسلش منقرض شده ، ولي زن خوب مثل سيمرغ ، که از اول هم افسانه بوده
در زندگي بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شيشه مي کوبي ابر باش تا منتظرت باشن که بباري
دكتر به يارو ميگه: دوتا خبر بد دارم.
اوليش اينه كه تو فقط بيست و چهار ساعت زنده مي موني.
يارو ميگه دوميش چيه؟
دوميش اينه كه ديروز يادم رفت اينو بهت بگم
در گلستان خیالم ندهد هیچ گلی بوی تورا... تو گل ناز منی از دور می بوسم تورا...
لره با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين پازل رو بعد از ۲ سال حل كردم . دوستش ميگه: ؟ می گم 2 سال زیاد نیست : نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا 4 سال
مي دوني اگه يه ترک يه نارنجک انداخت طرفت با يد چي کار کني؟ . . . بايد ضامن شو بکشي پرت کني طرف خودش
دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... منم يکي هستم
مهربانی را در کودکی یافتم ،که آبنباتش را به دریاچه نمک انداخت تا شیرین شود.
دوست دختر تركه بهش ميگه:اگه توجه كني ميبيني كه نگاهم باهات حرف ميزنه.
تركه ميگه:اينقدر پلك نزن،صدات قطع و وصل ميشه !!!
به تركه ميگن: نظرت درباره بند گردني موبايل چيه؟! ميگه :خوبه, فقط موقع شارژ گوشي يه 2 ساعتي ادم از كار و زندگي ميندازه
به يه ترکه ميگن تو چرا ريش نداري ميگه اخه من به مامانم رفتم
يه ترکه ميره خواستگاري باباي عروس بهش ميگه اون گلی که زدي به يقت خارش اذيتت نميکنه ترکه ميگه خارش که نه ولي گلدونش که تو لباسمه بیچارم کرده
زندگی چیه ؟ زندگی عشقه، عشق چیه ؟ عشق بوسیدنه، بوسیدن چیه ؟ بیا اینجا بهت بگم!!!
اصفهانيه مي خواد عكس بگيره مياد اتوبان تهران-کرج با سرعت بالاي 120 كيلومتر شروع ميکنه به دويدن
من دلم یه عالمه چیزمیز میخواد..
دلم یه شال گرم زمستونی میخواد..
یه کفش baleno مشکی ساق کوتاه میخواد
.. من دلم یه بوت خوشگل میخواد.
. من دلم یه کیف خانومانه ی مشکی میخواد.
. من دلم یه کیف لی میخواد.
.از همونا که بتونم یه ور بندازم رو دوشم!..
من دلم لباس مهمونی میخواد.
. من دلم یه عالَم کتاب میخواد..
من دلم شادمانی هر چند کوتاه میخواد![]()
گفت: از چند وچون آن بگذر تو بمیری برای من کافی ست ![]()
![]()
در مثــَـل " سعدي" دورانم وشيرين سخنــــم طبــــــع "حافظ" شده شرمنــده ز طبع خفنم! من منم پادشــــــــه مملكت شعـــــــــر، منم! چه بگويم كه در اين عرصه چه ها مي طلبم؟ شعـر مي گويم و معني ز خــــــــدا مي طلبم! كم مرا اي ادبــــــــــا ! خسته ودلگيــــــــر كنيد كم به تدبيـــــــر، مـــــــرا طعمه ي تعبيـــر كنيد از چه اشعــــــار مرا اين همـــــــــه تفسير كنيد كــــه چنين در طلب معنــــي آن گيـــــــــر كنيد! چــــه كسي گفت كه آن را ز شمـــــا مي طلبم؟ شعـر مي گويم و معني ز خـــــــــــدا مي طلبم! غامض افتاده ز اشعــــــــــــــــارم اگر معدودي كي به معني برســـــــــــــــد ذهنيت محــــدودي آنك از كلــّــــه ي خواننده برآيـــــــــــــد دودي! " سودي" ار شرح دهـــد باز نبخشـــــــد سودي! معني دعـوي خـــــود را به دعــــــــــا مي طلبم! شعــر مي گويم و معني ز خـــــــــــدا مي طلبم! بلبل نغمه ســــرا طفــــــــــــــل دبستان من است "افتخاري" بكند فخر كه همخـــــــوان من است! "ناظـــري" بسته لب وناظـــــر حيران من است! "شجـــــر" نغمه بَرومند ز الحـــــــان من است! در چمـــــن از پي آواز، نــــــــــــوا مي طلبم!! شعـر مي گويم و معني ز خـــــــــــدا مي طلبم! شعـــــر من قوُت روان باشد وخوش طعم ولذيذ! زان سبب كـــــرده مرا در همــــه اقليــــم ،عزيز حاســـــــدان خــون مرا تشنه، به سوگنــــد غليظ تا بخواهم ز خــــــــــدا صحّت اين قــوم مريض ـ بهر اين قافيــــــه ها نيــــــز شفــــــــا مي طلبم!! شعــر مي گويم و معني ز خــــــــــدا مي طلبم! گر كسي شعــــــر طلب كرد، بسي نـــــاز كنم! شعـر خـــــــــود در نظرش گلشني از راز كنم! گويمش: اهل نئي تــــــا به تــــــــــو ابراز كنم! بعـــد نوشابه هي از بهـر خودم بــــــــــاز كنم! زمزم ازآن شمــــــــــا، بنده "كوکا" مي طلبم! شعــر مي گويم و معني ز خــــــــــدا مي طلبم! وزن موم است مرا، گر دگــــــران راست حديد! كامل ومقتضب و وافـــــــــــر و مجتثّ و مديد! "شاعــــــــران جمله تلاميذ مننــد" و چــو مريد من نه...اصلاً " برويدازخودشان ب... پرسيد!!" حكم استـــــــادي خود از شعـــــــــرا مي طلبم! شعــر مي گويم و معني ز خــــــــــدا مي طلبم!...
گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن گفتي بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف رفتي تو و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست
خداوندا! اگر بخواهم آنچه در ذهن دارم با تو بگويم، هزاران جلد کتاب مي شود ولي آنچه در دل دارم يک جمله بيش نيست: دوستت دارم
اگر حلقه عشق از طلاست ، حلقه دوست از وفاست
کجا داداش رد نشو بقیه داره برو بخون ...!! ادامه مطلب